فراخوان 25 بهمن آنچنان مورد استقبال مردم ایران قرار گرفته که لرزه بر اندام سرکوبگران انداخته و خودکامگان ِ مردم گریز و ستمگر به وحشت افتاده اند که آنچه که بر سر مبارک و زین العابدین بن علی آمد، گریبان رژیم ایران را نیز بگیرد. بر خلاف آنچه که رژیم ایران وانمود میکند، خبر سرنگونی حسنی مبارک در آستانهی تظاهرات 25 بهمن، اصلاً خبر خوشی برای آن رژیم نیست. رفتن مبارک و تغییر سیستم در مصر، مردم ایران را جسورتر و بی باک تر کرده و روحیهی نیروهای سرکوبگر را بسیار ضعیف ساخته است، تا آنجا که حتی احتمال ریزش بین نیروهای سپاه و بسیج دور از ذهن نیست، به ویژه این که در میان بدنه سپاه و نیروهای رده پائین آن نارضائی آشکاری وجود دارد و ممکن است چنانچه مردم موفق به غلبه بر نیروهای حکومتی شوند، شماری از افراد سپاه و بسیج نیز به مردم بپیوندند – زیرا حاضر نیستند به سوی خواهران و برادران خود آتش بگشایند، افرادی که تنها خواسته آنان، رسیدن به همان هدف هائی است که مردم مصر خواستار آن بودند – یعنی مبارزه با فقر، توقف گرانی، کاهش بیکاری، قطع فساد مالی در ادارات دولتی و همچنین کنار رفتن افرادی که مدت سه دهه است گلوی مردم ایران را می فشارند و آنان را از ابتدائی ترین حقوق شهروندی محروم ساخته اند.آنچه که مردم ایران باید از پیشینهی مبارزات خود در سال گذشته و قیام امروز مردم مصر بیاموزند، ماندن در خیابان ها تا رسیدن به نتیجه است. مردم مصر شب ها را نیز در میدان التحریر و خیابانهای قاهره می ماندند و هرگز آنجا را ترک نگفتند. اشتباهی که مردم ایران در سال گذشته مرتکب شدند، ترک خیابانها به ویژه در روزهای 25 خرداد و عاشورا بود. در عاشورای سال 88 خیابان های تهران به دست مردم فتح شد ونفس نیروی انتظامی در برابر مردم به شماره افتاد و به روایتی، هواپیمای آقای خامنه ای را، برای فرار ایشان از ایران در صورت سقوط تهران، آماده کرده بودند.
برای مردم مصر، تنها 18 روز پایداری و ادامه تظاهرات و اعتراض های کافی بود تا حکومت 30 سالهی محمد حسنی مبارک مانند یک کاغذ باطله در هم پیچیده شود و او برای همیشه از صحنهی قدرت کنار رود. مردم ایران باید بدانند که اگر آنان نیز این چنین پایداری نشان دهند، دیر نخواهد بود روزی که بتوانند فرشته آزادی را در آغوش بکشند.
آنچه که در عرض تنها 18 روز در مصر رخ داد، همه را شگفت زده کرد و خبر از شروع فصلی جدید در تاریخ خاور میانه و شاید جهان داد. آنچه که در عرض یک ماه گذشته در شمال آفریقا و خاور میانه روی داده، در تاریخ معاصر بی سابقه و غافلگیر کننده بوده است.
سقوط زنجیره ای حکومت های دیکتاتوری با قدمت های 22 ساله و 30 ساله در منطقه، این نکته را به همه گوشزد می کند که در عصر نوین، عصر ارتباطات و اینترنت، عصر فیس بوک و یوتیوب و توئیتر، عصر ماهواره ها و تلفنهای دوربین دار، حکومت کردن بر مردمان بدون توجه به خواست و ارادهی آنان دیگر کار ساده ای نیست.
این روزها، تجمعات مردم در کشورهای دیکتاتور زده از دنیای مجازی در فیس بوک و سایتهای اینترنتی آغاز می شود و در دنیای واقعی و خیابانها و میادین شهرها به منصهی ظهور میرسد.
فراموش نکنیم نقش اینترنت و یوتیوب را در به تصویر کشاندن خیزش مردم ایران پس از کودتای انتخاباتی سال 88. تصویر کشته شدن ندا آقا سلطان توسط یک تلفن همراه که امروزه در جیب هر شهروندی پیدا میشود و انتشار آن در یوتیوب، دنیا را تکان داد و جمهوری اسلامی را به لرزه انداخت.
آن چه که در پس وقایع اخیر مصر و تونس برای ما ایرانیان سوال برانگیز شده، این پرسش است که چرا مردم آن دو کشور هر کدام در عرض کمتر از 3 هفته توانستند حکومتهای مستبد را به زیر بکشند، ولی جنبش آزادی خواهانه مردم ایران در پی ماه ها اعتراض نتوانست حاکمیت را در ایران تغییر دهد. در اینجا مقایسهی رفتار حاکمان مصر و حاکمان ایران و بازبینی ِ شرایط دو کشور شاید قدری پاسخگوی این پرسش باشد.
آن چه که در پس وقایع اخیر مصر و تونس برای ما ایرانیان سوال برانگیز شده، این پرسش است که چرا مردم آن دو کشور هر کدام در عرض کمتر از 3 هفته توانستند حکومتهای مستبد را به زیر بکشند، ولی جنبش آزادی خواهانه مردم ایران در پی ماه ها اعتراض نتوانست حاکمیت را در ایران تغییر دهد. در اینجا مقایسهی رفتار حاکمان مصر و حاکمان ایران و بازبینی ِ شرایط دو کشور شاید قدری پاسخگوی این پرسش باشد.
ابتدا این که محمد حسنی مبارک، با آن که یک رئیس جمهور ظاهرا دیکتاتور بود، ولی به اندازهی سران حکومت ایران ستمگری نمی کرد. رئیس جمهوری مصر هرگز به نیروهای مسلح فرمان تیراندازی به سوی مردم و کشتار آنان را نداد. حتی پس از وقایع خونین چهارشنبه در میدان التحریر که شتر سواران حامی مبارک به مردم معترض حمله ور گردیدن که کشته و زخمی شدن گروهی از تظاهرکنندگان را موجب گردید، دولت مبارک با دوری جستن از مهاجمین، از مردم مصر رسماً عذر خواهی کرد و وعده داد که با عاملان آن جنایت برخورد کرده و به خانواده های قربانیان و آسیب دیدگان خسارت بپردازد.
مقایسه کنید این شیوه حسنی مبارک را با رفتار نظام اسلامی با معترضین در ایرانی! حکومت ایران وحشیانه به صفوف مردم بی دفاع، که به صورت مسالمت آمیز به دنبال رای دزدیده شدهی خود می گشتند، حمله ور شد و اراذل و اوباش رژیم از نیروی انتظامی گرفته تا بسیجی ها و لباس شخصی ها بر سر مرد و زن، پیر و جوان و خرد و کلان باتوم فرود آوردند و حرمت شهروندان ایرانی را شکستند و با شکنجه و تجاوز به دختران و پسران جوان در زندان بدنام کهریزک، چنان لکهی ننگی بر جای گذاردند که شنیدن آن بر پیشانی هر انسانی عرق شرم می نشاند.
حسنی مبارک و دولت او هرگز به معترضین مصری اهانت نکرده و با توسل به القاب زشت و نسبت های ناروا موجب تحقیر نشده و معترضین را "جاسوس و فریب خورده و مزدور بیگانه" خطاب نکرد. و باز مقایسه کنید این رفتار رژیم مبارک را با گفتار و لحن سران رژیم اسلامی ایران. احمدی نژاد، جوانان معترض ایرانی را "خس و خاشاک" نامید، خامنه ای میلیون ها مخالف خود را "میکروب های سیاسی" نام نهاد و سران حکومت، به مردم بپاخاستهی ایران القابی چون "فتنه گر، فریب خوردگان، جاسوسهای اسرائیل و آمریکا و استکبار جهانی، مفسد فی الارض، محارب و پیاده نظام دشمن" نثار کردند!
حسنی مبارک و دولت او هرگز به معترضین مصری اهانت نکرده و با توسل به القاب زشت و نسبت های ناروا موجب تحقیر نشده و معترضین را "جاسوس و فریب خورده و مزدور بیگانه" خطاب نکرد. و باز مقایسه کنید این رفتار رژیم مبارک را با گفتار و لحن سران رژیم اسلامی ایران. احمدی نژاد، جوانان معترض ایرانی را "خس و خاشاک" نامید، خامنه ای میلیون ها مخالف خود را "میکروب های سیاسی" نام نهاد و سران حکومت، به مردم بپاخاستهی ایران القابی چون "فتنه گر، فریب خوردگان، جاسوسهای اسرائیل و آمریکا و استکبار جهانی، مفسد فی الارض، محارب و پیاده نظام دشمن" نثار کردند!
از سویی دیگر، بنگرید به رفتار ارتش مصر و سپاه پاسداران ایران. ارتش مصر هرگز به سوی خواهران و برادران خود آتش نگشود و با ایستادن در کنار مردم، اعلام کرد که از خواست های دموکراتیک شهروندی حمایت می کند و دست به سرکوب مردم نخواهد زد. فراموش نکنید صحنه هایی را که مردم معترض مصر در کنار تانک های ارتش می خوابیدند و با بالارفتن از تانکها و خودروهای نظامی، به سربازان گل هدیه می کردند و با برادران نظامی خود به روبوسی می پرداختند.
و باز مقایسه کنید این رفتار را با رفتار نیروهای سپاه پاسداران و بسیجیان تحت امر خامنه ای! سپاهی که برای دفاع از آب و خاک و ناموس مردم شکل گرفت و وظیفه اش حمایت و حفاظت از جان تک تک شهروندان ایرانی است، خود به بدترین و مخوف ترین نیروهای سرکوبگر و مردم ستیز مبدل گردیده و به جای حمایت از مردم، محافظ تاج و تخت علی خامنه ای گشته است.
سران سپاه پاسداران که با شکم های سیری ناپذیرشان، ثروت و منابع ملی ایران را بلعیده اند و عطش قدرت و جاه و مقام چشمانشان را کور کرده است، در برابر مردم می ایستند و آنان را تهدید به قتل و نابودی می کنند! کجا سران ارتش مصر را می توان با فرماندهان عربده کش و قمه به دست سپاه پاسدارن مقایسه کرد؟!!
حکومت مصر با به رسمیت شناختن حق اعتراض برای مردم، به تظاهر کنندگان مصری اجازه داد که در خیابانها بمانند و ارتش را مامور حفظ جان آنان کرد، اما حکومت تهران کوچکترین تجمعی را تاب نیاورد و با هر اعتراضی وحشیانه و دیوانه وار برخورد کرد، تا جایی که در روزهای اعتراضات مردمی در ایران، حتی عابرین پیاده و کسانی که برای رفتن و بازگشتن از محل کار خود در خیابانها تردد می کردند، کتک می خوردند وبازداشت می شدند!
در چنین شرایطی و با تفاوت های فاحشی که میان حکومت و ارتش مصر با رژیم ایران و نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی وجود دارد، می توان درک کرد که چرا جنبش مردم ایران، که ماه ها پیش از خیرش ملتهای عرب به وقوع پیوست، آنگونه ناکام ماند اما مصریها و تونسی ها توانستند کار را به سرانجام برسانند.
اما این بازی در همین جا پایان نمی پذیرد و این چنین کام کودتاچیان و دیکتاتورهای ایران از این پیروزی کاذب شیرین نمی ماند. اتفاق جدیدی که در خاور میانه افتاده، معادلات را به نفع ملت ایران تغییر داده است: سرنگونی حکومت های مبارک و بن علی، روح تازه ای در کالبد خستهی جنبش دموکراتیک مردم ایران دمیده که باعث شده مردم ِ به جان آمده از ظلم و ستم رژیم اسلامی، با امیدی دگربار و با الهام گرفتن از قیام های مردم مصر و تونس به این بیاندیشند که نیروی ملت ها بسیار قوی تر و عظیم تر از آن است که دیکتاتورها بتوانند آن را مهار کنند و به زنجیر بکشند. زمانی که ملت ها بخواهند و به خودباوری برسند، نیرویی آزاد می شود که شکست ناپذیر و مهار ناشدنی است و بساط هر نظام مستبد و آدمکشی را بر می چیند.
حکومت ایران که از آزاد شده چنین نیرویی در میان مردم ایران می ترسد ادعا می کند که این پس لرزه های انقلاب اسلامی بوده که پس از سی و دو سال تازه به مصر رسیده است! باید از عوامفریبان حکومت تهران پرسید که آخر کدام پس لرزه است که سی و دو سال طول بکشد؟!! آنان می خواهند ذهن مردم را از این حقیقت انکار ناپذیرمنحرف کنند که قیام های غافلگیر کنندهی مصر و تونس، خود زلزله های جدیدی است که اتفاقً اینبار پس لرزه های آن است که به ایران دیکتاتور زده خواهد رسید و طومار حکومت اسلامی را درهم خواهد پیچید.
حکومتی که ادعا می کند اکثریت مردم ایران از آن حمایت می کنند و جنبش آزادی خواهانه مردم ایران جنازه ای بیش نیست، از فراخوان تظاهرات روز دوشنبه 25 بهمن سخت به هراس افتاد و آن چنان از این به اصطلاح خودشان "جنازه" می ترسد که با تهدید و ارعاب و قطع شبکه های اینترنتی و بازداشت فعالان سیاسی، می خواهد مانع از شکل گیری دوبارهی تجمعات اعتراضی در شهرهای ایران شود.
درس مهمی که مردم تلاشگر ایرانی از رویدادهای مصر و تونس گرفته و می گیرند آن است که آنان در میدان ماندند و تا فروپاشی رژیم پوسیده، به حضور در صحنه ادامه دادند. اگر این چنین نمی کردند، نه زین العابدین بن علی و نه محمد حسنی مبارک حاضر به ترک حکومت می شدند.
درس مهمی که مردم تلاشگر ایرانی از رویدادهای مصر و تونس گرفته و می گیرند آن است که آنان در میدان ماندند و تا فروپاشی رژیم پوسیده، به حضور در صحنه ادامه دادند. اگر این چنین نمی کردند، نه زین العابدین بن علی و نه محمد حسنی مبارک حاضر به ترک حکومت می شدند.
مردم ایران این بار هنگامی که به خیابان می آیند می دانند که نباید پیش از رسیدن به هدف صحنه را ترک گویند و به خانه های خود باز گردند، چرا که تجربه نشان داده بازگشت به خانه ها، هزینه ای بس سنگین تر از ماندن در خیابان ها دارد.
به هر روی مردم ایران چه درروز 25 بهمن به خیابانها بیایند و چه در روزی دیگر، این واقعیت انکار ناپذیر است که رژیم ایران در آستانه سقوط قرار گرفته و دومینوی فروپاشی زنجیره ای رژیم های خودکامه در منطقه، به زودی به ایران می رسد و کارنامهی یکی از مخوف ترین و بدنام ترین رژیم های دیکتاتوری تاریخ را در هم خواهد پیچید.
