ما از مذهب رویگردانیم خوش آمدید

پرواز انسانها بدون کمک از عالم غیب

فراخوان چهاردهم مارس ژنو در اعتراض به شانزدهمین اجلاس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل

شانزدهمین اجلاس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، جهت بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران در طی ماه مارس 2011 در مقر اروپائی سازمان ملل در شهر ژنو برگزار خواهد گردید.

در مخالفت با نقض حقوق بشراز سوی جمهوری اسلامی در ایران در تظاهرات 14 مارس در ژنو شرکت کنیم.
 
 

زمان : صبح دوشنبه 14 مارس 2011 از ساعت 8 صبح



آدرس محل: ژنو جلوی مقر سازمان ملل متحد






سه شنبه ١٧ اسفند، روز جهانی زن با تمام قوا به خیابان میآئیم!


مردم ایران عزم جزم کرده اند جمهوری اسلامی را در هم شکنند. ١٧ اسفند مصادف با ٨ مارس روز جهانی زن را میتوانیم به یک روز تاریخی و بزرگ در سیر سرنگونی رژیم و در دفاع از حقوق زنان تبدیل کنیم. این رژیمی است با کارنامه سیاه ضد زن. رژیمی که با دشمنی با زنان متولد شد و با یک انقلاب زنانه باید به گور سپرده شود.
١٧ اسفند ٥٧ روز جهانی زن دهها هزار زن آزادیخواه در خیابانهای تهران راهپیمائی کردند و با صراحت اعلام کردند که انقلاب نکرده ایم که به عقب برگردیم و با صدای بلند فریاد زدند حقوق زن جهانی است. جمهوری اسلامی اما این فریاد حق خواهی و آزادیخواهی را با سرکوب مستمر و وحشیانه زنان، با تحمیل حجاب اجباری، و با تصویب شنیع ترین و تحقیر آمیزترین قوانین علیه زنان پاسخ داد و آپارتاید جنسی تمام عیاری بر جامعه حاکم کرد.
اما زنان در تمام این ٣٢ سال شجاعانه و به اشکال مختلف اعتراض و مقاومت کردند و نه تنها سر تسلیم فرود نیاوردند که در صف مقدم انقلاب برای بزیر کشیدن این حکومت قرار گرفتند.
تا جمهوری اسلامی هست تحقیر و بیحقوقی کامل زن نیز پابرجاست. سرنگونی جمهوری اسلامی شرط اول آزادی زن است. انقلاب ما انقلابی برای احقاق همه حقوق زنان، برای لغو کلیه قوانین و مقررات ضد زن، برای درهم شکستن آپارتاید جنسی، برای زدودن هرجلوه ای از نابرابری و تبعیض علیه زنان، برای به زیر کشیدن حکومت ضد زن و اعلام برابری کامل حقوق زن و مرد در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و خانوادگی است.
سه شنبه ١٧ اسفند، زن و مرد، پیر و جوان، با شعار حکومت ضد زن سرنگون، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای و آزادی برابری به خیابان بیائیم و با صدای بلند اعلام کنیم که این حکومت را نمیخواهیم. در ابعاد میلیونی در تهران و شیراز و اصفهان، در تبریز و سنندج و کرمانشاه، در اهواز و مشهد و رشت و در همه شهرهای بزرگ و کوچک کشور به میدان بیائیم و روزهای پایان عمر این رژیم را رقم بزنیم.


زنده باد آزادی زن
سرنگون باد رژیم ضد زن اسلامی
زنده باد سوسیالیسم
حزب کمونیست کارگری ایران
٣ مارس ٢٠١١، ١٢ اسفند ١٣٨٩

از ایران تا مصر: انقلاب ها چگونه رخ می دهند


انقلاب‌ها معمولا یا کوتاه و خونین‌اند و یا کند و مسالمت آمیز. هر یک از این دو نوع ویژگی‌های خاص خود را دارند ولی در مواردی ممکن است عناصری از یک الگو در الگوی دیگر پدیدار شود. این موضوع را در مورد حوادث مصر شاهد بودیم.
تروتسکی، از رهبران انقلاب روسیه در آغاز قرن بیستم، زمانی گفته بود که اگر فقر دلیل بروز انقلاب باشد پس همواره در سراسر جهان باید انقلابهایی روی دهد چون اکثریت مردم در فقر زندگی می‌کنند. آنچه که می‌تواند نارضایتی میلیون‌ها نفر از مردم را به جمعیتی معترض تبدیل کند که به خیابان‌ها بیایند یک جرقه است.
طی سه دهه گذشته مرگ بر اثر خشونت همواره یکی از عواملی بوده که نارضایتی‌ها را عمق بخشیده و یا رادیکال‌تر کرده و آن را به انقلاب بدل ساخته است. در برخی از این موارد حادثه‌ای که به مرگ مردم منجر شده بسیار هولناک بوده است، مثل نمونه آتش سوزی سینما رکس آبادان در تابستان سال ۱۳۵۷ که به حکومت شاه نسبت داده شد.
گاهی اوقات اقدام انفرادی به خودکشی مثل نمونه خودسوزی جوان سبزی فروش تونسی به نام محمد بوعزیز در دسامبر ۲۰۱۰ موجب تحریک ملت یک کشور می‌شود.
گاهی اوقات حتی شایعه وجود خشونت، مثل خبر مرگ دو دانشجو زیر شکنجه پلیس مخفی رژیم کمونیستی در چکسلواکی در نوامبر سال ۱۹۸۹ می‌تواند مردم یک کشور را که به حد کافی از حکومت ناراضی هستند به حرکت درآورد.
یا در نمونه دیگر شاهد بودیم که پخش اخبار مربوط به "ناپدید شدن" ایوان استامبولیچ رییس سابق دولت یوگسلاوی به دستور اسلوبدان میلوسویچ درست چند هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ به شکل دادن مخالفت مردم صربستان علیه حکومت میلوسویچ کمک کرد.
در نمونه سال ۱۹۸۹ در چین حتی مرگ طبیعی و غیرخشونت آمیز یکی از رهبران سابق حزب کمونیست شرایطی را فراهم آورد که دانشجویان مخالف دولت با تجمع در میدان تیانانمن از این مراسم بهره برداری کرده و آن را به فرصتی برای ابراز مخالفت با فساد و نظام دیکتاتوری حزب کمونیست چین بدل کنند.
اما در مورد چین، دنگ شیائوپینگ دیکتاتور سالخورده این کشور انرژی و تجربه لازم برای مقابله با این اعتراض را داشت. حکومت وی وضعیت زندگی یک میلیارد روستایی چین را بهبود بخشیده بود. سربازانی که برای مقابله با دانشجویان و تیراندازی به سوی معترضان اعزام شدند از همین روستاییان بودند.
در نمونه اندونزی در سال ۱۹۸۹ در جریان تظاهراتی که علیه "انتخاب مجدد" سوهارتو به مقام ریاست جمهوری از ماه مارس آغاز شده بود و هفته‌ها ادامه یافت چهار دانشجو در ماه مه کشته شدند. این حادثه باعث گسترش و تداوم تظاهرات شد که در جریان خشونت‌های مربوط به آن بیش از هزار نفر کشته شدند.
سی سال قبل از این تاریخ رژیم سوهارتو می‌توانست صد‌ها هزار نفر را به قتل برساند و هیچ مقاومت یا اعتراضی روی نمی‌داد. اما فساد گسترده درحکومت سوهارتو و بحران اقتصادی که در آن سال‌ها کشورهای آسیای شرقی را در برگرفته بود میزان حمایت از حکومت وی را به شدت تضعیف کرده بود.
پس از ۳۲ سال در قدرت خانواده سوهارتو و نور چشمی‌های آن ثروت عظیمی برای خود اندوخته بودند در حالیکه بسیاری از مردم که قبلا حامی حکومت بودند هر روز فقیر‌تر شده و در این فقر با سایر شهروندان اندونزی شریک و برابر بودند.
آنچه که در ‌‌نهایت باعث سقوط یک رژیم می‌شود تغییر موضع گروه‌ها یا افرادی است که در داخل یا حول بدنه رژیم قرار دارند. تا زمانیکه ارتش، پلیس، نیروهای امنیتی و مدیران سیاسی و نظامی حکومت بر این باور باشند که با پیروزی انقلاب به نسبت حفط رژیم بیشتر متضرر خواهند شد از هر وسیله‌ای برای سرکوب مخالفان استفاده کرده و معترضان را در هم خواهند شکست. نمونه واضح آن حادثه میدان تیانانمن است.
اما اگر افراد مهم در داخل حکومت و نیروهای مسلح و امنیتی حقانیت حمایت از چنین حکومتی را زیر سئوال ببرند و یا به نوعی بتوان حمایت آنها را خرید و جلب کرد در آن صورت آن رژیم به سرعت فرو خواهد ریخت.
در تونس وقتی زین العابدین بن علی تصمیم به فرار گرفت که ژنرالهای ارتش به وی گفتند که به سوی مردم تظاهرکننده تیراندازی نخواهند کرد. در رومانی سال ۱۹۸۹‌‌ همان ژنرالهایی که چائوشسکو برای کنترل و سرکوب مردم آنها را به آن مقام نشانده بود به وی پشت کرده و او را در دادگاههای نظامی به نیابت از طرف مردم محاکمه و به اعدام محکوم کردند.
یکی از عوامل دیگر برای تغییر رژیم فشارهای خارجی است. در سال ۱۹۸۹ تصمیم میخائیل گورباچف رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی که از ارتش سرخ برای مقابله با تظاهرکنندگان در کشورهای اروپای شرقی استفاده نکرد باعث شد که فرماندهان نظامی کشورهای بلوک شرق متوجه شوند که استفاده از قهر در مقابل مردم گزینه درستی نیست.
دولت آمریکا نیز همواره از حکومت‌های مستبدی که متحد آمریکا هستند خواسته است که با خواسته‌های معترضان سازش کند و زمانی که این رژیم‌ها در سراشیب قرار گرفته‌اند به آنها فشار می‌آورد تا کناره گیری کنند.
طولانی بودن عمر یک حکومت و یا سالخوردگی رهبر آن می‌تواند از عوامل مهمی باشد که درک اوضاع و حوادث را دشوار کرده و بنابراین حیات حکومت را به خطر بیاندازد. انقلاب‌ها معمولا حوادثی هستند که به سرعت و در تمام ۲۴ ساعت روز در حال حرکت و تحول‌اند. بنابراین یک چنین شرایطی به توانایی فراوان و به سرعت عمل نیاز دارد. یک رهبر سالخورده، بیمار و یا نامنعطف می‌تواند بحران و ضعف حکومت را تشدید کند.
از مورد شاه ایران گرفته که در زمان انقلاب به بیماری سرطان مبتلا بود تا ارشیل هونکر رهبر سالخورده آلمان شرقی و سوهارتو پیر در اندونزی، همه این موارد نشان داده که دهه‌ها بودن در راس قدرت می‌تواند به انجماد سیاسی و در نتیجه ناتوانی از واکنش به حوادث منجر شود. همانطور که نمونه مصر نشان داد انقلاب کار جوانهاست.
در سال ۲۰۰۳ ادوارد شواردناتزه رهبر طولانی مدت جمهوری گرجستان از سوی بسیاری به عنوان یک دیکتاتور از نوع چائوشسکو تلقی می‌شد ولی پس از استعفا از قدرت، حکومت جدید به وی اجازه داد که در ویلای شخصی خود به زندگی دور از سیاست ادامه دهد.
ژنرالهای سوهارتو این نکته را تضمین کردند که دیکتاتور سالخورده اندونزی بتواند این آخرین سالهای زندگی خود را در محلی امن سپری کند ولی پسر او زندانی شد.
معمولا پس از سرنگونی هر حکومتی مردم تشنه تنبیه سران آن هستند. حکومت‌های تازه به قدرت رسیده نیز معمولا از کینه ورزی علیه سران حکومت سابق به عنوان ابزاری برای فرار از پاسخگویی به مشکلات اقتصادی و اجتماعی سوء استفاده می‌کنند، مشکلاتی که صرفا با تغییر رژیم برطرف نخواهند شد.

زنان کفن‌پوش؛ مستندی درباره سنگسار در ایران

فیلم ماجرای فعالیت‌های یک گروه حامی حقوق بشر در ایران به رهبری شادی صدر، حقوقدان، است که می‌کوشند از اجرای سنگسار در ایران جلوگیری کنند.
۱۳۸۷/۱۱/۲۸
فیروزه خطیبی ( لس آنجلس )  فیلم مستند زنان کفن‌پوش درباره سنگسار در ایران، با همکاری انستیتوی ساندنس یک مؤسسه فرهنگی وابسته به جشنواره سینمایی به همین نام در موزه «همر» شهر لس آنجلس به نمایش درآمد و پس از آن تماشاگران فرصتی یافتند تا با فرید حائری‌نژاد یکی از دو کارگردان حاضر در جلسه فیلم آشنا شده و سؤالات خود را در باره این فیلم مطرح کنند.مؤسسه ساندنس هر سال چندین بار به نمایش و حمایت از آثار فیلمسازان منتخبی می‌پردازد که در حال حاضر مراحل نهایی اتمام فیلم خود را می‌گذرانند.فیلم مستند زنان کفن‌پوش ساخته فرید حائری‌نژاد و محمدرضا کاظمی، دو فیلمساز ایرانی، یکی از این فیلم هاست که به خاطر ارزش‌های حقوق بشری که در آن گنجانده شده توسط این مؤسسه فرهنگی و با همکاری و حمایت جشنواره سینمایی ساندنس به عنوان «اثری تصاعدی» یا در حال اتمام برای اظهار نظر تماشاگران در موزه همر شهر لس آنجلس به نمایش گذاشته شد.فیلم ماجرای فعالیت‌های یک گروه حامی حقوق بشر در داخل ایران به رهبری شادی صدر، حقوقدان، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان است که می‌کوشند با تغییر قوانین جاری در جمهوری اسلامی از اجرای سنگسار و اعدام در ایران جلوگیری کنند.کریستین هیلی، هماهنگ‌کننده این برنامه، با اشاره حمایت انستیتوی ساندنس از فیلمسازانی که در گوشه و کنار جهان به ساختن فیلم‌هایی درباره بی‌عدالتی‌های اجتماعی اشتغال دارند، دلیل انتخاب فیلم زنان کفن‌پوش فیلمی درباره مجازات سنگسار را رساندن صداهای داخل ایران به گوش جهانیان می‌داند.وی به رادیو فردا می‌گوید: «برای ما حمایت از این فیلم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چرا که اینجا دو فیلمساز ایرانی هستند که مسائل و مشکلات خاص این کشور را در زمینه بی‌عدالتی‌های اجتماعی مطرح می‌کنند. ما در گذشته فیلم‌های دیگری از وضعیت حقوق بشر در ایران به نمایش گذاشته‌ایم اما این فیلم بخصوص برای ما از این جهت اهمیت دارد که ما می‌توانیم صدایی را از داخل ایران به خارج و به گوش جهانیان برسانیم.»فرید حائری‌نژاد فیلمساز و یکی از دو کارگردان و تدوین‌کننده فیلم زنان کفن‌پوش که در حال حاضر ساکن تورنتو است پس از نمایش فیلم در یک جلسه پرسش و پاسخ با تماشاگران حضور یافت.او درمورد استقبال تماشاگران از موضوع فیلم به رادیو فردا گفت: « از این استقبال خوشحالم اما متأسفم که آقای محمدرضا کاظمی کارگردان دیگر فیلم که نقش عمده‌ای در ساختن این فیلم داشته است در اینجا حضور ندارد. با این حال نکته مهم این است که مسئله مهمی که در فیلم مطرح شده به نمایش درآمد. در واقع بدترین چیز برای یک فیلمساز این است که فیلم تمام نشده خود را به نمایش بگذارد.»مؤسسه فرهنگی ساندنس در تمام مراحل پایانی و پخش و اکران فیلم مستند زنان کفن‌پوش به سازندگان این فیلم یاری لازم را خواهد رساند.

راز پیروزی مصریان درخیزش مردمی آن بود که تا رسیدن به هدف، همچنان در میدان ماندند.

فراخوان 25 بهمن آنچنان مورد استقبال مردم ایران قرار گرفته که لرزه بر اندام سرکوبگران انداخته و خودکامگان ِ مردم گریز و ستمگر به وحشت افتاده اند که آنچه که بر سر مبارک و زین العابدین بن علی آمد، گریبان رژیم ایران را نیز بگیرد. بر خلاف آنچه که رژیم ایران وانمود میکند، خبر سرنگونی حسنی مبارک در آستانه‌ی تظاهرات 25 بهمن، اصلاً خبر خوشی برای آن رژیم نیست. رفتن مبارک و تغییر سیستم در مصر، مردم ایران را جسورتر و بی باک تر کرده و روحیه‌ی نیروهای سرکوبگر را بسیار ضعیف ساخته است، تا آنجا که حتی احتمال ریزش بین نیروهای سپاه و بسیج دور از ذهن نیست، به ویژه این که در میان بدنه سپاه و نیروهای رده پائین آن نارضائی آشکاری وجود دارد و ممکن است چنانچه مردم موفق به غلبه بر نیروهای حکومتی شوند، شماری از افراد سپاه و بسیج نیز به مردم بپیوندند – زیرا حاضر نیستند به سوی خواهران و برادران خود آتش بگشایند، افرادی که تنها خواسته آنان، رسیدن به همان هدف هائی است که مردم مصر خواستار آن بودند – یعنی مبارزه با فقر، توقف گرانی، کاهش بیکاری، قطع فساد مالی در ادارات دولتی و همچنین کنار رفتن افرادی که مدت سه دهه است گلوی مردم ایران را می فشارند و آنان را از ابتدائی ترین حقوق شهروندی محروم ساخته اند.
آنچه که مردم ایران باید از پیشینه‌ی مبارزات خود در سال گذشته و قیام امروز مردم مصر بیاموزند، ماندن در خیابان ها تا رسیدن به نتیجه است. مردم مصر شب ها را نیز در میدان التحریر و خیابانهای قاهره می ماندند و هرگز آنجا را ترک نگفتند. اشتباهی که مردم ایران در سال گذشته مرتکب شدند، ترک خیابانها به ویژه در روزهای 25 خرداد و  عاشورا بود. در عاشورای سال 88 خیابان های تهران به دست مردم فتح شد ونفس نیروی انتظامی در برابر مردم به شماره افتاد و به روایتی، هواپیمای آقای خامنه ای را، برای فرار ایشان از ایران در صورت سقوط تهران، آماده کرده بودند.
برای مردم مصر، تنها 18 روز پایداری و ادامه تظاهرات و اعتراض های کافی بود تا حکومت 30 ساله‌ی محمد حسنی مبارک مانند یک کاغذ باطله در هم پیچیده شود و او برای همیشه از صحنه‌ی قدرت کنار رود. مردم ایران باید بدانند که اگر آنان نیز این چنین پایداری نشان دهند، دیر نخواهد بود روزی که بتوانند فرشته آزادی را در آغوش بکشند.
 آنچه که در عرض تنها 18 روز در مصر رخ داد، همه را شگفت زده کرد و خبر از شروع فصلی جدید در تاریخ خاور میانه و شاید جهان داد. آنچه که در عرض یک ماه گذشته در شمال آفریقا و خاور میانه روی داده، در تاریخ معاصر بی سابقه و غافلگیر کننده بوده است.
سقوط زنجیره ای حکومت های دیکتاتوری با قدمت های 22 ساله و 30 ساله در منطقه،  این نکته را به همه گوشزد می کند که در عصر نوین، عصر ارتباطات و اینترنت،  عصر فیس بوک و یوتیوب و توئیتر، عصر ماهواره ها و تلفنهای دوربین دار، حکومت کردن بر مردمان بدون توجه به خواست و اراده‌ی آنان دیگر کار ساده ای نیست.
این روزها، تجمعات مردم در کشورهای دیکتاتور زده  از دنیای مجازی در فیس بوک و سایتهای اینترنتی آغاز می شود و در دنیای واقعی و خیابانها و میادین شهرها  به منصه‌ی ظهور میرسد.
فراموش نکنیم نقش اینترنت و یوتیوب را در به تصویر کشاندن خیزش مردم ایران پس از کودتای انتخاباتی سال 88. تصویر کشته شدن ندا آقا سلطان توسط یک تلفن همراه که امروزه در جیب هر شهروندی پیدا میشود و انتشار آن در یوتیوب، دنیا را تکان داد و جمهوری اسلامی را به لرزه انداخت. 
آن چه که در پس وقایع اخیر مصر و تونس برای ما ایرانیان سوال برانگیز شده، این پرسش است که چرا مردم آن دو کشور هر کدام در عرض کمتر از 3 هفته توانستند حکومتهای مستبد را به زیر بکشند، ولی جنبش آزادی خواهانه مردم ایران در پی ماه ها اعتراض نتوانست حاکمیت را در ایران تغییر دهد. در اینجا مقایسه‌ی رفتار حاکمان مصر و حاکمان  ایران و بازبینی ِ شرایط دو کشور شاید قدری پاسخگوی این پرسش باشد.
ابتدا این که محمد حسنی مبارک، با آن که یک رئیس جمهور ظاهرا دیکتاتور بود، ولی به اندازه‌ی سران حکومت ایران  ستمگری نمی کرد. رئیس جمهوری مصر هرگز به نیروهای مسلح فرمان تیراندازی به سوی مردم و کشتار آنان را نداد. حتی پس از وقایع خونین چهارشنبه در میدان التحریر که شتر سواران حامی مبارک به مردم معترض حمله ور گردیدن که کشته و زخمی شدن گروهی از تظاهرکنندگان را موجب گردید، دولت مبارک با دوری جستن از مهاجمین،  از مردم مصر رسماً عذر خواهی کرد و وعده داد که با عاملان آن جنایت برخورد کرده و به خانواده های قربانیان و آسیب دیدگان خسارت بپردازد.
مقایسه کنید این شیوه حسنی مبارک را با رفتار نظام اسلامی با معترضین در ایرانی! حکومت ایران وحشیانه به صفوف مردم بی دفاع، که به صورت مسالمت آمیز به دنبال رای دزدیده شده‌ی خود می گشتند، حمله ور شد و اراذل و اوباش رژیم از نیروی انتظامی گرفته تا بسیجی ها و لباس شخصی ها بر سر مرد و زن، پیر و جوان و خرد و کلان باتوم فرود آوردند و حرمت شهروندان ایرانی را شکستند و با شکنجه و تجاوز به دختران و پسران جوان در زندان بدنام کهریزک،  چنان لکه‌ی ننگی  بر جای گذاردند  که شنیدن آن بر پیشانی هر انسانی عرق شرم می نشاند.
حسنی مبارک و دولت او هرگز به معترضین مصری اهانت نکرده و با توسل به القاب زشت و نسبت های ناروا موجب تحقیر نشده و معترضین را "جاسوس و فریب خورده و مزدور بیگانه" خطاب نکرد.  و باز مقایسه کنید این رفتار رژیم مبارک را با گفتار و لحن سران رژیم اسلامی ایران. احمدی نژاد، جوانان معترض ایرانی را "خس و خاشاک" نامید، خامنه ای میلیون ها مخالف خود را "میکروب های سیاسی" نام نهاد و سران حکومت،  به مردم بپاخاسته‌ی ایران القابی چون "فتنه گر، فریب خوردگان، جاسوسهای اسرائیل و آمریکا و استکبار جهانی، مفسد فی الارض، محارب و پیاده نظام دشمن" نثار کردند!
از سویی دیگر، بنگرید به رفتار ارتش مصر و سپاه پاسداران ایران. ارتش مصر هرگز به سوی خواهران و برادران خود آتش نگشود و با ایستادن در کنار مردم، اعلام کرد که از خواست های دموکراتیک شهروندی حمایت می کند و دست به سرکوب مردم نخواهد زد. فراموش نکنید صحنه هایی را که مردم معترض مصر در کنار تانک های ارتش می خوابیدند و با بالارفتن از تانکها و خودروهای نظامی، به سربازان گل هدیه می کردند و با برادران نظامی خود به روبوسی می پرداختند.
و باز مقایسه کنید این رفتار را با رفتار نیروهای سپاه پاسداران و بسیجیان تحت امر خامنه ای! سپاهی که برای دفاع از آب و خاک و ناموس مردم شکل گرفت و وظیفه اش حمایت و حفاظت از جان تک تک شهروندان ایرانی است، خود به بدترین و مخوف ترین نیروهای سرکوبگر و مردم ستیز مبدل گردیده و به جای حمایت از مردم، محافظ تاج و تخت علی خامنه ای گشته است. 
سران سپاه پاسداران که با  شکم های سیری ناپذیرشان، ثروت و منابع ملی ایران را بلعیده اند و عطش قدرت و جاه و مقام  چشمانشان را کور کرده است، در برابر مردم می ایستند و  آنان را تهدید به قتل و نابودی می کنند! کجا سران ارتش مصر را می توان با فرماندهان عربده کش و قمه به دست سپاه پاسدارن مقایسه کرد؟!!
حکومت مصر با به رسمیت شناختن حق اعتراض برای مردم،  به تظاهر کنندگان مصری اجازه داد که در خیابانها بمانند و ارتش را مامور حفظ جان آنان کرد، اما حکومت تهران کوچکترین تجمعی را تاب نیاورد و با هر اعتراضی وحشیانه و دیوانه وار برخورد کرد، تا جایی که در روزهای اعتراضات مردمی در ایران، حتی عابرین پیاده و کسانی که برای رفتن و بازگشتن از محل کار خود در خیابانها تردد می کردند، کتک می خوردند وبازداشت می شدند!
در چنین شرایطی و با تفاوت های فاحشی که میان حکومت و ارتش مصر با رژیم ایران و نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی وجود دارد، می توان درک کرد که چرا جنبش مردم ایران، که ماه ها پیش از خیرش ملتهای عرب به وقوع پیوست، آنگونه ناکام ماند اما مصریها و تونسی ها توانستند کار را به سرانجام برسانند.
اما این بازی در همین جا پایان نمی پذیرد و این چنین کام کودتاچیان و دیکتاتورهای ایران از این پیروزی کاذب شیرین نمی ماند. اتفاق جدیدی که  در خاور میانه افتاده، معادلات را به نفع ملت ایران تغییر داده است: سرنگونی حکومت های مبارک و بن علی، روح تازه ای  در کالبد خسته‌ی جنبش دموکراتیک مردم ایران دمیده که باعث شده مردم ِ به جان آمده از ظلم و ستم رژیم اسلامی،  با امیدی دگربار و با الهام گرفتن از قیام های مردم مصر و تونس به این بیاندیشند که نیروی ملت ها بسیار قوی تر و عظیم تر از آن است که دیکتاتورها بتوانند آن را مهار کنند و به زنجیر بکشند. زمانی که ملت ها بخواهند و به خودباوری برسند، نیرویی آزاد می شود که شکست ناپذیر و مهار ناشدنی است و بساط هر نظام مستبد و آدمکشی را بر می چیند.
حکومت ایران که از آزاد شده چنین نیرویی در میان مردم ایران می ترسد ادعا می کند که  این پس لرزه های  انقلاب اسلامی بوده که پس از سی و دو سال تازه به مصر رسیده  است!  باید از عوامفریبان حکومت تهران پرسید که آخر  کدام پس لرزه است که سی و دو سال طول بکشد؟!!   آنان می خواهند ذهن مردم را از این حقیقت انکار ناپذیرمنحرف کنند که  قیام های غافلگیر کننده‌ی مصر و تونس، خود زلزله های جدیدی است که اتفاقً اینبار  پس لرزه های آن است که به ایران  دیکتاتور زده خواهد رسید و طومار حکومت اسلامی را درهم خواهد پیچید.
حکومتی که ادعا می کند اکثریت مردم ایران از آن حمایت می کنند و جنبش آزادی خواهانه مردم ایران جنازه ای بیش نیست، از فراخوان تظاهرات روز دوشنبه 25 بهمن سخت به هراس افتاد و آن چنان از این به اصطلاح خودشان "جنازه" می ترسد که با تهدید و ارعاب و قطع شبکه های اینترنتی و بازداشت فعالان سیاسی، می خواهد مانع از شکل گیری دوباره‌ی تجمعات اعتراضی در شهرهای ایران شود.
درس مهمی که مردم تلاشگر ایرانی از رویدادهای مصر و تونس گرفته و می گیرند آن است که آنان در میدان ماندند و تا فروپاشی رژیم پوسیده، به حضور در صحنه ادامه دادند. اگر این چنین نمی کردند، نه زین العابدین بن علی و نه محمد حسنی مبارک حاضر به ترک حکومت می شدند.
مردم ایران این بار هنگامی که به خیابان می آیند می دانند که نباید پیش از رسیدن به هدف صحنه را ترک گویند و به خانه های خود باز گردند، چرا که تجربه نشان داده بازگشت به خانه ها، هزینه ای بس سنگین تر از ماندن در خیابان ها دارد.
به هر روی مردم ایران چه درروز 25  بهمن به خیابانها بیایند و چه در روزی دیگر،  این واقعیت انکار ناپذیر است که رژیم ایران در آستانه سقوط قرار گرفته و دومینوی فروپاشی زنجیره ای رژیم های خودکامه در منطقه، به زودی به ایران می رسد و کارنامه‌ی یکی از مخوف ترین و بدنام ترین رژیم های دیکتاتوری تاریخ را در هم خواهد پیچید.

مردم برای تظاهرات 25 حاضرند ، رژیم هم ترسان


"همدمی" - با نزدیک شدن موعد فراخوانی میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای انجام تظاهرات به پشتیبانی از خیزش مردمی در مصر و تونس، و در حالی که اوضاع در الجزایر و بمن نیز به روند فزاینده ای رو به وخامت می رود، مقامات جمهوری اسلامی ایران بر تلاش های گسترده برای جلوگیری از هرگونه بیان اعتراض نسبت به رژیم افزوده اند – و در عین حال نیز سخنگویان آمریکائی به شیوه ای آشکارتر در کنار مردم ایران قرار گرفته و از حکومت خواستار شده اند به سرکوب پایان بخشد و به مردم امکان دهد به تظاهرات مسالمت آمیز دست بزنند.
در روزهای اخیر، در عین حال که رهبران حکومت ایران بر ادعای خویش درباره آن که انقلاب مردمی در مصر و تونس نشأت گرفته از رویدادهای سی و دو سال پیش ایران است، افزوده اند – در عین حال بسیار نگران هستند که روند مشابهی در ایران رخ دهد و ترس مردم بریزد و آن ها به خیابان ها آمده و برانداختن رژیم را خواستار شوند. محمد رضا نقدی امروز (یک شنبه 24 بهمن ماه – 13 فوریه) دوباره از نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خواستار شد در کتک زدن و مجروح کردن تظاهر کنندگان، حتی اگر از خانواده نزدیک خود آنان باشند، روی گردان نشوند. بسیاری از سازمان های معترضین و مخالفان رژیم با انتشار بیانیه های مردم را فراخواندند علیرغم سرکوبگری ها، در تظاهرات فردا شرکت جویند.
دروغ پردازی رژیم: «سازمانهای جاسوسی غرب
می خواهند فردی را در تهران به آتش بکشند»
وزارت کشور در ایران در ساعات پیش از ظهر امروز یک بار دیگر تاکید کرد که "هیچ مجوزی برای راه پیمائی به بهانه حمایت از مردم مصر صادر نمی شود". در روزهای اخیر نیز بارها گفته شده بود که به درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی پاسخ مساعد داده نخواهد شد.
بدین سان، حکومتی که خیزش مردمی مصر و تونس را متعلق به خود می داند و ادعا کرده که "به زودی خاورمیانه از شر اسرائیل و آمریکا خلاص خواهد شد"، این چنین از احتمال به خیابان آمدن مردم و برگزاری تظاهرات غیرفرمایشی به هراس افتاده است.
محمد رضا نقدی که در حال حاضر رئیس سازمان بسیج مستضعفین است، ولی شدیدترین سخنان را علیه تظاهرات مردمی در ایران بیان داشته، امروز ادعا کرده گفت: «سازمان های جاسوسی غربی به دنبال این هستند که فرد عقب مانده ای را پیدا کنند که خود را در تهران آتش بزند و این کار را با شروع تحولات تونس و مصر شبیه سازی کنند».
این دروغ پردازی از عمق نگرانی های رژیم در مورد احتمالات فردا پرده بر می دارد.
ادعای نقدی در مورد "سازمان های جاسوسی" بخشی ای تلاش همیشگی حکومت است که اعتراض های مردمی را نشأت گرفته از "توطئه های سازمان های جاسوسی بیگانه" معرفی کند.
همچنین این احتمال که همانند رویدادهای تونس، یک فرد دانشگاه دیده ولی بی کار ایران در اعتراض به فقر و گرانی دست به خودسوزی بزند، حکومت را به شدت نگران ساخته است.
محمد رضا نقدی که در دیداری با سرکوبگران تظاهرات اعتراضی تابستان سال گذشته (پس از انتخابات ریاست جمهوری) سخن می گفت، افزود: «بسیجیان جدیت خود را به پیروی از امام زمان به اثبات رسانده اند و حاضرند در این مسیر جان فدا کنند».
معاون مدیرکل سیاسی وزارت کشور (مهدی علیخانی صدر) در استدلال به این امر که چرا حاضر به صدور مجوز تظاهرات نیستند، گفت: «آن ها پیشتر از دیکتاتوری چون مبارک حمایت کرده بودند و اکنون هم به القای انگلیس می خواهند تحت تاثیر بودن پیروزی ملت مصر از انقلاب اسلامی ایران را کم رنگ کنند».
فرمانده سپاه پاسداران تهران: «اجازه نمیدهیم
که فتنه گران بخواهند حکومت ما را براندازند»
در پیام هائی که توسط وبلاگ نویسان ایرانی امروز به روی اینترنت قرار گرفت، از اقدامات الکترونی حکومت برای جلوگیری از ارتباط بین شهروندان و تظاهرکنندگان گزارش هائی منتشر شده است. یک وبلاگ نویس به نام "سبز هشتم" نوشت: امروز سرعت اینترنت از مرز حلزونی هم گذشته است. ایمیل که اصلا کار نمی کند. یاد حرف لاریجانی می افتم که خطاب به دولت مبارک گفته بود "قطع کردن اینترنت دردی را از شما دوا نمی کند".
در گزارش های دیگر آمده است که حکومت در آستانه تظاهرات 25 بهمن، ده ها اتوبوس حامل افراد بسیجی را از شهرستان ها به تهران آورده است.
خبرنگار آزاد از تهران گزارش داد که به این بسیجی ها گفته شده که آن ها ماموریت دارند با یک گروه از کفار و دشمنان اسلام برخورد کنند و باید بی رحمانه دست و پای آن ها را بشکنند.
رسیدن این گزارش ها – دو روز پس از آن که حکومت در ایران از پیروزی انقلاب مردم مصر سرمست شد و آن را به خود و انقلاب اسلامی شیعه نسبت داد، برای رژیم می تواند بسیار دردآور باشد – زیرا عملا همه تبلیغات و ادعاهای پیشین حکومت را خنثی می کند.
یک وبلاگ نویس دیگر ایرانی، ضمن تائید خبر استقرار شمار زیادی از افراد بسیجی در تهران، نوشت: «آن ها وقتی وارد مسجد می شدند، سر خود را پائین انداخته و از نگاه کردن به قیافه مردم خجالت می کشیدند».
حسین همدانی فرمانده سپاه پاسداران در تهران در مصاحبه ای تاکید کرد که این بار رفتار افراد بسیج و دیگر واحدهای سرکوبگر حکومت با تظاهر کنندگان بسیار بی رحمانه تر خواهد بود.
این سپاهی که یکی از سرکوبگرترین افراد رژیم است، افزوده گفت: «این دفعه اجازه نخواهیم داد که با فتنه، در یک دوره کوتاهی متوقف شویم».
«تهران حال وهوای پس ازانتخابات تقلبی ریاست
جمهوری در تابستان سال گذشته را گرفته است»
پس از آن که از پرزیدنت اوباما انتقاد شده بود که چرا در عین ابراز پشتیبانی قاطع از خیزش مردمی در مصر، پیکار ملت ایران در راه رسیدن به آزادی را نادیده گرفته بود، و در حالی که این سکوت همچنان ادامه دارد، ولی یکی از مقامات ارشد کاخ سفید دوباره از رهبران جمهوری اسلامی خواستار شد از تظاهرات قانونی و آرام ایرانیان جلوگیری نکنند.
تام دانیلون که مشاور امنیت ملی کاخ سفید است، به سیاست یک بام و دو هوای رژیم در ایران اشاره کرد و گفت: «حکومت ایران آن چه را که مدعی بود در مورد شهروندان مصر تحسین برانگیز است، برای شهروندان ایرانی غیرقانونی خوانده و اجازه تظاهرات را نمی دهد».
پیشتر نیز جو بایدن معاون ریاست جمهوری ایالات متحده خواهان آن شده بود که دولت ایران از مخالفت با تظاهرات مسالمت آمیز مردم دست بردارد.
آگاهان سیاسی گفتند: در حالی که اظهارات شخص پرزیدنت اوباما و همکاران نزدیک او علیه پرزیدنت مبارک و حکومت وی بسیار قاطعانه بود، سخنانی که در انتقاد از جمهوری اسلامی ایران بیان گردیده، بسیار ملایم و سطحی است.
روزنامه کیهان تهران که همیشه زبان بسیار خشونت آمیزی به کار می گیرد، در شماره امروز (یک شنبه) خود در پاسخ به این موضوع که چرا حکومت از دادن مجوز برای تظاهراتی که ظاهرا به پشتیانی از خیزش مردمی مصر و تونس برپا می گردد خودداری می ورزد، نوشت: پس از انتخابات (تقلبی) ریاست جمهوری، همه تظاهرات "به محل جولان ضد انقلاب و گروهک های تروریستی بدل شد".
بدین سان، از دیدگاه سران حکومت اسلامی ایران، معترضین مصر و تونس (با آن که همه خواسته های آنان جنبه سکولار داشته و دارد) "مجاهدین اسلامی" بوده اند، ولی مردم ایران که برای رسیدن به حداقل حقوق شهروندی تلاش می کنند "ضد انقلاب و گروهک های تروریستی" و همچنین "خس و خاشاک" نامیده می شوند.
خبرنگار آزاد در تهران امروز گزارش داد که در پایتخت حال و هوای پس از انتخابات تقلبی ریاست جمهوری برقرار شده است.

زنده باد انقلاب در ایران و مصر و تونس!

دوره بیداری و بپاخاستن مردم فرارسیده است. نظام های استبدادی، فاسد و ارتجاعی در شمال آفریقا و خاور میانه، در ایران و مصر و تونس و یمن و ... زیر ضرب مردم ستمدیده قرار گرفته اند. دیکتاتورها به وحشت افتاده اند و کاخ ستم و استثمار و بساط دزدی و چپاول شان در خطر قرار گرفته است. مردمی که نسل اندر نسل تحقیر و بی حرمت شده اند و هست و نیست شان توسط طبقات حاکم و دولت های فاسد آنها به یغما رفته است، سر بلند میکنند تا آزادی، زندگی و کرامت انسانی خود را بازیابند.
دیکتاتورها باید بروند و نظام های دیکتاتورها که بیحقوقی مطلق، فقر، بیحرمتی، تبعیض، شکنجه و اعدام و زندان و کثیف ترین خشونت ها را به صدها میلیون انسان شریف و زحمتکش تحمیل کرده اند، باید در هم شکسته شوند. از سیستم قضائی تا قانون گذاری، از نیروهای سرکوب تا بوروکراسی فاسد، از قانون اساسی تا قوانین قضائی و کل قوانین شان باید برچیده شود و سران این حکومت ها به جرم دهها سال جنایت به محاکمه کشیده شوند تا دنیا ببیند اینها با مردم چه کرده اند و دول غربی و رسانه های نوکر چگونه از این جنایتکاران حمایت کرده اند و درمورد جنایاتشان سکوت کرده اند.
گرسنگان و محروم شدگان نان میخواهند، آزادی میخواهند، رفاه و حرمت و کرامت میخواهند. زندگی میخواهند. آینده میخواهند. این حقوقی است که نسل اندر نسل از آنها سلب شده است. و تنها با انقلاب است که میتوانند از طبقات حاکمه این کشورها پس بگیرند. انقلاب تنها راه و تنها ابزاری است که برای مردم محروم این جوامع باقی مانده است و در پرتو انقلاب ٢٠٠٩ در ایران و امروز در تونس و مصر، این کلمه بار دیگر مفهوم آزادیخواهانه و حق طلبانه خود را در نزد صدها میلیون انسان شریف در سراسر جهان باز یافته است.


زنده باد انقلاب های آزادیخواهانه مردم مصر و تونس و ایران
زنده باد آزادی، برابری، رفاه، کرامت و حرمت انسانی
زنده باد همبستگی مردم جهان با انقلابات آزادیخواهانه در مصر و تونس و ایران
زنده باد سوسیالیسم

حزب کمونیست کارگری ایران
١٠ فوریه ٢٠١١، ٢١ بهمن ١٣٨٩

Welcome

تـوجـه تـوجـه

لطفا نظرات وانتقادات خود را به آدرس زیر ارسال نمائید

shgh79@yahoo.com


یکشنبه، اسفند ۲۲

فراخوان چهاردهم مارس ژنو در اعتراض به شانزدهمین اجلاس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل

شانزدهمین اجلاس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، جهت بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران در طی ماه مارس 2011 در مقر اروپائی سازمان ملل در شهر ژنو برگزار خواهد گردید.

در مخالفت با نقض حقوق بشراز سوی جمهوری اسلامی در ایران در تظاهرات 14 مارس در ژنو شرکت کنیم.
 
 

زمان : صبح دوشنبه 14 مارس 2011 از ساعت 8 صبح



آدرس محل: ژنو جلوی مقر سازمان ملل متحد






سه‌شنبه، اسفند ۱۷

سه شنبه ١٧ اسفند، روز جهانی زن با تمام قوا به خیابان میآئیم!


مردم ایران عزم جزم کرده اند جمهوری اسلامی را در هم شکنند. ١٧ اسفند مصادف با ٨ مارس روز جهانی زن را میتوانیم به یک روز تاریخی و بزرگ در سیر سرنگونی رژیم و در دفاع از حقوق زنان تبدیل کنیم. این رژیمی است با کارنامه سیاه ضد زن. رژیمی که با دشمنی با زنان متولد شد و با یک انقلاب زنانه باید به گور سپرده شود.
١٧ اسفند ٥٧ روز جهانی زن دهها هزار زن آزادیخواه در خیابانهای تهران راهپیمائی کردند و با صراحت اعلام کردند که انقلاب نکرده ایم که به عقب برگردیم و با صدای بلند فریاد زدند حقوق زن جهانی است. جمهوری اسلامی اما این فریاد حق خواهی و آزادیخواهی را با سرکوب مستمر و وحشیانه زنان، با تحمیل حجاب اجباری، و با تصویب شنیع ترین و تحقیر آمیزترین قوانین علیه زنان پاسخ داد و آپارتاید جنسی تمام عیاری بر جامعه حاکم کرد.
اما زنان در تمام این ٣٢ سال شجاعانه و به اشکال مختلف اعتراض و مقاومت کردند و نه تنها سر تسلیم فرود نیاوردند که در صف مقدم انقلاب برای بزیر کشیدن این حکومت قرار گرفتند.
تا جمهوری اسلامی هست تحقیر و بیحقوقی کامل زن نیز پابرجاست. سرنگونی جمهوری اسلامی شرط اول آزادی زن است. انقلاب ما انقلابی برای احقاق همه حقوق زنان، برای لغو کلیه قوانین و مقررات ضد زن، برای درهم شکستن آپارتاید جنسی، برای زدودن هرجلوه ای از نابرابری و تبعیض علیه زنان، برای به زیر کشیدن حکومت ضد زن و اعلام برابری کامل حقوق زن و مرد در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و خانوادگی است.
سه شنبه ١٧ اسفند، زن و مرد، پیر و جوان، با شعار حکومت ضد زن سرنگون، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای و آزادی برابری به خیابان بیائیم و با صدای بلند اعلام کنیم که این حکومت را نمیخواهیم. در ابعاد میلیونی در تهران و شیراز و اصفهان، در تبریز و سنندج و کرمانشاه، در اهواز و مشهد و رشت و در همه شهرهای بزرگ و کوچک کشور به میدان بیائیم و روزهای پایان عمر این رژیم را رقم بزنیم.


زنده باد آزادی زن
سرنگون باد رژیم ضد زن اسلامی
زنده باد سوسیالیسم
حزب کمونیست کارگری ایران
٣ مارس ٢٠١١، ١٢ اسفند ١٣٨٩

چهارشنبه، بهمن ۲۷

از ایران تا مصر: انقلاب ها چگونه رخ می دهند


انقلاب‌ها معمولا یا کوتاه و خونین‌اند و یا کند و مسالمت آمیز. هر یک از این دو نوع ویژگی‌های خاص خود را دارند ولی در مواردی ممکن است عناصری از یک الگو در الگوی دیگر پدیدار شود. این موضوع را در مورد حوادث مصر شاهد بودیم.
تروتسکی، از رهبران انقلاب روسیه در آغاز قرن بیستم، زمانی گفته بود که اگر فقر دلیل بروز انقلاب باشد پس همواره در سراسر جهان باید انقلابهایی روی دهد چون اکثریت مردم در فقر زندگی می‌کنند. آنچه که می‌تواند نارضایتی میلیون‌ها نفر از مردم را به جمعیتی معترض تبدیل کند که به خیابان‌ها بیایند یک جرقه است.
طی سه دهه گذشته مرگ بر اثر خشونت همواره یکی از عواملی بوده که نارضایتی‌ها را عمق بخشیده و یا رادیکال‌تر کرده و آن را به انقلاب بدل ساخته است. در برخی از این موارد حادثه‌ای که به مرگ مردم منجر شده بسیار هولناک بوده است، مثل نمونه آتش سوزی سینما رکس آبادان در تابستان سال ۱۳۵۷ که به حکومت شاه نسبت داده شد.
گاهی اوقات اقدام انفرادی به خودکشی مثل نمونه خودسوزی جوان سبزی فروش تونسی به نام محمد بوعزیز در دسامبر ۲۰۱۰ موجب تحریک ملت یک کشور می‌شود.
گاهی اوقات حتی شایعه وجود خشونت، مثل خبر مرگ دو دانشجو زیر شکنجه پلیس مخفی رژیم کمونیستی در چکسلواکی در نوامبر سال ۱۹۸۹ می‌تواند مردم یک کشور را که به حد کافی از حکومت ناراضی هستند به حرکت درآورد.
یا در نمونه دیگر شاهد بودیم که پخش اخبار مربوط به "ناپدید شدن" ایوان استامبولیچ رییس سابق دولت یوگسلاوی به دستور اسلوبدان میلوسویچ درست چند هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ به شکل دادن مخالفت مردم صربستان علیه حکومت میلوسویچ کمک کرد.
در نمونه سال ۱۹۸۹ در چین حتی مرگ طبیعی و غیرخشونت آمیز یکی از رهبران سابق حزب کمونیست شرایطی را فراهم آورد که دانشجویان مخالف دولت با تجمع در میدان تیانانمن از این مراسم بهره برداری کرده و آن را به فرصتی برای ابراز مخالفت با فساد و نظام دیکتاتوری حزب کمونیست چین بدل کنند.
اما در مورد چین، دنگ شیائوپینگ دیکتاتور سالخورده این کشور انرژی و تجربه لازم برای مقابله با این اعتراض را داشت. حکومت وی وضعیت زندگی یک میلیارد روستایی چین را بهبود بخشیده بود. سربازانی که برای مقابله با دانشجویان و تیراندازی به سوی معترضان اعزام شدند از همین روستاییان بودند.
در نمونه اندونزی در سال ۱۹۸۹ در جریان تظاهراتی که علیه "انتخاب مجدد" سوهارتو به مقام ریاست جمهوری از ماه مارس آغاز شده بود و هفته‌ها ادامه یافت چهار دانشجو در ماه مه کشته شدند. این حادثه باعث گسترش و تداوم تظاهرات شد که در جریان خشونت‌های مربوط به آن بیش از هزار نفر کشته شدند.
سی سال قبل از این تاریخ رژیم سوهارتو می‌توانست صد‌ها هزار نفر را به قتل برساند و هیچ مقاومت یا اعتراضی روی نمی‌داد. اما فساد گسترده درحکومت سوهارتو و بحران اقتصادی که در آن سال‌ها کشورهای آسیای شرقی را در برگرفته بود میزان حمایت از حکومت وی را به شدت تضعیف کرده بود.
پس از ۳۲ سال در قدرت خانواده سوهارتو و نور چشمی‌های آن ثروت عظیمی برای خود اندوخته بودند در حالیکه بسیاری از مردم که قبلا حامی حکومت بودند هر روز فقیر‌تر شده و در این فقر با سایر شهروندان اندونزی شریک و برابر بودند.
آنچه که در ‌‌نهایت باعث سقوط یک رژیم می‌شود تغییر موضع گروه‌ها یا افرادی است که در داخل یا حول بدنه رژیم قرار دارند. تا زمانیکه ارتش، پلیس، نیروهای امنیتی و مدیران سیاسی و نظامی حکومت بر این باور باشند که با پیروزی انقلاب به نسبت حفط رژیم بیشتر متضرر خواهند شد از هر وسیله‌ای برای سرکوب مخالفان استفاده کرده و معترضان را در هم خواهند شکست. نمونه واضح آن حادثه میدان تیانانمن است.
اما اگر افراد مهم در داخل حکومت و نیروهای مسلح و امنیتی حقانیت حمایت از چنین حکومتی را زیر سئوال ببرند و یا به نوعی بتوان حمایت آنها را خرید و جلب کرد در آن صورت آن رژیم به سرعت فرو خواهد ریخت.
در تونس وقتی زین العابدین بن علی تصمیم به فرار گرفت که ژنرالهای ارتش به وی گفتند که به سوی مردم تظاهرکننده تیراندازی نخواهند کرد. در رومانی سال ۱۹۸۹‌‌ همان ژنرالهایی که چائوشسکو برای کنترل و سرکوب مردم آنها را به آن مقام نشانده بود به وی پشت کرده و او را در دادگاههای نظامی به نیابت از طرف مردم محاکمه و به اعدام محکوم کردند.
یکی از عوامل دیگر برای تغییر رژیم فشارهای خارجی است. در سال ۱۹۸۹ تصمیم میخائیل گورباچف رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی که از ارتش سرخ برای مقابله با تظاهرکنندگان در کشورهای اروپای شرقی استفاده نکرد باعث شد که فرماندهان نظامی کشورهای بلوک شرق متوجه شوند که استفاده از قهر در مقابل مردم گزینه درستی نیست.
دولت آمریکا نیز همواره از حکومت‌های مستبدی که متحد آمریکا هستند خواسته است که با خواسته‌های معترضان سازش کند و زمانی که این رژیم‌ها در سراشیب قرار گرفته‌اند به آنها فشار می‌آورد تا کناره گیری کنند.
طولانی بودن عمر یک حکومت و یا سالخوردگی رهبر آن می‌تواند از عوامل مهمی باشد که درک اوضاع و حوادث را دشوار کرده و بنابراین حیات حکومت را به خطر بیاندازد. انقلاب‌ها معمولا حوادثی هستند که به سرعت و در تمام ۲۴ ساعت روز در حال حرکت و تحول‌اند. بنابراین یک چنین شرایطی به توانایی فراوان و به سرعت عمل نیاز دارد. یک رهبر سالخورده، بیمار و یا نامنعطف می‌تواند بحران و ضعف حکومت را تشدید کند.
از مورد شاه ایران گرفته که در زمان انقلاب به بیماری سرطان مبتلا بود تا ارشیل هونکر رهبر سالخورده آلمان شرقی و سوهارتو پیر در اندونزی، همه این موارد نشان داده که دهه‌ها بودن در راس قدرت می‌تواند به انجماد سیاسی و در نتیجه ناتوانی از واکنش به حوادث منجر شود. همانطور که نمونه مصر نشان داد انقلاب کار جوانهاست.
در سال ۲۰۰۳ ادوارد شواردناتزه رهبر طولانی مدت جمهوری گرجستان از سوی بسیاری به عنوان یک دیکتاتور از نوع چائوشسکو تلقی می‌شد ولی پس از استعفا از قدرت، حکومت جدید به وی اجازه داد که در ویلای شخصی خود به زندگی دور از سیاست ادامه دهد.
ژنرالهای سوهارتو این نکته را تضمین کردند که دیکتاتور سالخورده اندونزی بتواند این آخرین سالهای زندگی خود را در محلی امن سپری کند ولی پسر او زندانی شد.
معمولا پس از سرنگونی هر حکومتی مردم تشنه تنبیه سران آن هستند. حکومت‌های تازه به قدرت رسیده نیز معمولا از کینه ورزی علیه سران حکومت سابق به عنوان ابزاری برای فرار از پاسخگویی به مشکلات اقتصادی و اجتماعی سوء استفاده می‌کنند، مشکلاتی که صرفا با تغییر رژیم برطرف نخواهند شد.

زنان کفن‌پوش؛ مستندی درباره سنگسار در ایران

فیلم ماجرای فعالیت‌های یک گروه حامی حقوق بشر در ایران به رهبری شادی صدر، حقوقدان، است که می‌کوشند از اجرای سنگسار در ایران جلوگیری کنند.
۱۳۸۷/۱۱/۲۸
فیروزه خطیبی ( لس آنجلس )  فیلم مستند زنان کفن‌پوش درباره سنگسار در ایران، با همکاری انستیتوی ساندنس یک مؤسسه فرهنگی وابسته به جشنواره سینمایی به همین نام در موزه «همر» شهر لس آنجلس به نمایش درآمد و پس از آن تماشاگران فرصتی یافتند تا با فرید حائری‌نژاد یکی از دو کارگردان حاضر در جلسه فیلم آشنا شده و سؤالات خود را در باره این فیلم مطرح کنند.مؤسسه ساندنس هر سال چندین بار به نمایش و حمایت از آثار فیلمسازان منتخبی می‌پردازد که در حال حاضر مراحل نهایی اتمام فیلم خود را می‌گذرانند.فیلم مستند زنان کفن‌پوش ساخته فرید حائری‌نژاد و محمدرضا کاظمی، دو فیلمساز ایرانی، یکی از این فیلم هاست که به خاطر ارزش‌های حقوق بشری که در آن گنجانده شده توسط این مؤسسه فرهنگی و با همکاری و حمایت جشنواره سینمایی ساندنس به عنوان «اثری تصاعدی» یا در حال اتمام برای اظهار نظر تماشاگران در موزه همر شهر لس آنجلس به نمایش گذاشته شد.فیلم ماجرای فعالیت‌های یک گروه حامی حقوق بشر در داخل ایران به رهبری شادی صدر، حقوقدان، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان است که می‌کوشند با تغییر قوانین جاری در جمهوری اسلامی از اجرای سنگسار و اعدام در ایران جلوگیری کنند.کریستین هیلی، هماهنگ‌کننده این برنامه، با اشاره حمایت انستیتوی ساندنس از فیلمسازانی که در گوشه و کنار جهان به ساختن فیلم‌هایی درباره بی‌عدالتی‌های اجتماعی اشتغال دارند، دلیل انتخاب فیلم زنان کفن‌پوش فیلمی درباره مجازات سنگسار را رساندن صداهای داخل ایران به گوش جهانیان می‌داند.وی به رادیو فردا می‌گوید: «برای ما حمایت از این فیلم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چرا که اینجا دو فیلمساز ایرانی هستند که مسائل و مشکلات خاص این کشور را در زمینه بی‌عدالتی‌های اجتماعی مطرح می‌کنند. ما در گذشته فیلم‌های دیگری از وضعیت حقوق بشر در ایران به نمایش گذاشته‌ایم اما این فیلم بخصوص برای ما از این جهت اهمیت دارد که ما می‌توانیم صدایی را از داخل ایران به خارج و به گوش جهانیان برسانیم.»فرید حائری‌نژاد فیلمساز و یکی از دو کارگردان و تدوین‌کننده فیلم زنان کفن‌پوش که در حال حاضر ساکن تورنتو است پس از نمایش فیلم در یک جلسه پرسش و پاسخ با تماشاگران حضور یافت.او درمورد استقبال تماشاگران از موضوع فیلم به رادیو فردا گفت: « از این استقبال خوشحالم اما متأسفم که آقای محمدرضا کاظمی کارگردان دیگر فیلم که نقش عمده‌ای در ساختن این فیلم داشته است در اینجا حضور ندارد. با این حال نکته مهم این است که مسئله مهمی که در فیلم مطرح شده به نمایش درآمد. در واقع بدترین چیز برای یک فیلمساز این است که فیلم تمام نشده خود را به نمایش بگذارد.»مؤسسه فرهنگی ساندنس در تمام مراحل پایانی و پخش و اکران فیلم مستند زنان کفن‌پوش به سازندگان این فیلم یاری لازم را خواهد رساند.

سه‌شنبه، بهمن ۲۶

راز پیروزی مصریان درخیزش مردمی آن بود که تا رسیدن به هدف، همچنان در میدان ماندند.

فراخوان 25 بهمن آنچنان مورد استقبال مردم ایران قرار گرفته که لرزه بر اندام سرکوبگران انداخته و خودکامگان ِ مردم گریز و ستمگر به وحشت افتاده اند که آنچه که بر سر مبارک و زین العابدین بن علی آمد، گریبان رژیم ایران را نیز بگیرد. بر خلاف آنچه که رژیم ایران وانمود میکند، خبر سرنگونی حسنی مبارک در آستانه‌ی تظاهرات 25 بهمن، اصلاً خبر خوشی برای آن رژیم نیست. رفتن مبارک و تغییر سیستم در مصر، مردم ایران را جسورتر و بی باک تر کرده و روحیه‌ی نیروهای سرکوبگر را بسیار ضعیف ساخته است، تا آنجا که حتی احتمال ریزش بین نیروهای سپاه و بسیج دور از ذهن نیست، به ویژه این که در میان بدنه سپاه و نیروهای رده پائین آن نارضائی آشکاری وجود دارد و ممکن است چنانچه مردم موفق به غلبه بر نیروهای حکومتی شوند، شماری از افراد سپاه و بسیج نیز به مردم بپیوندند – زیرا حاضر نیستند به سوی خواهران و برادران خود آتش بگشایند، افرادی که تنها خواسته آنان، رسیدن به همان هدف هائی است که مردم مصر خواستار آن بودند – یعنی مبارزه با فقر، توقف گرانی، کاهش بیکاری، قطع فساد مالی در ادارات دولتی و همچنین کنار رفتن افرادی که مدت سه دهه است گلوی مردم ایران را می فشارند و آنان را از ابتدائی ترین حقوق شهروندی محروم ساخته اند.
آنچه که مردم ایران باید از پیشینه‌ی مبارزات خود در سال گذشته و قیام امروز مردم مصر بیاموزند، ماندن در خیابان ها تا رسیدن به نتیجه است. مردم مصر شب ها را نیز در میدان التحریر و خیابانهای قاهره می ماندند و هرگز آنجا را ترک نگفتند. اشتباهی که مردم ایران در سال گذشته مرتکب شدند، ترک خیابانها به ویژه در روزهای 25 خرداد و  عاشورا بود. در عاشورای سال 88 خیابان های تهران به دست مردم فتح شد ونفس نیروی انتظامی در برابر مردم به شماره افتاد و به روایتی، هواپیمای آقای خامنه ای را، برای فرار ایشان از ایران در صورت سقوط تهران، آماده کرده بودند.
برای مردم مصر، تنها 18 روز پایداری و ادامه تظاهرات و اعتراض های کافی بود تا حکومت 30 ساله‌ی محمد حسنی مبارک مانند یک کاغذ باطله در هم پیچیده شود و او برای همیشه از صحنه‌ی قدرت کنار رود. مردم ایران باید بدانند که اگر آنان نیز این چنین پایداری نشان دهند، دیر نخواهد بود روزی که بتوانند فرشته آزادی را در آغوش بکشند.
 آنچه که در عرض تنها 18 روز در مصر رخ داد، همه را شگفت زده کرد و خبر از شروع فصلی جدید در تاریخ خاور میانه و شاید جهان داد. آنچه که در عرض یک ماه گذشته در شمال آفریقا و خاور میانه روی داده، در تاریخ معاصر بی سابقه و غافلگیر کننده بوده است.
سقوط زنجیره ای حکومت های دیکتاتوری با قدمت های 22 ساله و 30 ساله در منطقه،  این نکته را به همه گوشزد می کند که در عصر نوین، عصر ارتباطات و اینترنت،  عصر فیس بوک و یوتیوب و توئیتر، عصر ماهواره ها و تلفنهای دوربین دار، حکومت کردن بر مردمان بدون توجه به خواست و اراده‌ی آنان دیگر کار ساده ای نیست.
این روزها، تجمعات مردم در کشورهای دیکتاتور زده  از دنیای مجازی در فیس بوک و سایتهای اینترنتی آغاز می شود و در دنیای واقعی و خیابانها و میادین شهرها  به منصه‌ی ظهور میرسد.
فراموش نکنیم نقش اینترنت و یوتیوب را در به تصویر کشاندن خیزش مردم ایران پس از کودتای انتخاباتی سال 88. تصویر کشته شدن ندا آقا سلطان توسط یک تلفن همراه که امروزه در جیب هر شهروندی پیدا میشود و انتشار آن در یوتیوب، دنیا را تکان داد و جمهوری اسلامی را به لرزه انداخت. 
آن چه که در پس وقایع اخیر مصر و تونس برای ما ایرانیان سوال برانگیز شده، این پرسش است که چرا مردم آن دو کشور هر کدام در عرض کمتر از 3 هفته توانستند حکومتهای مستبد را به زیر بکشند، ولی جنبش آزادی خواهانه مردم ایران در پی ماه ها اعتراض نتوانست حاکمیت را در ایران تغییر دهد. در اینجا مقایسه‌ی رفتار حاکمان مصر و حاکمان  ایران و بازبینی ِ شرایط دو کشور شاید قدری پاسخگوی این پرسش باشد.
ابتدا این که محمد حسنی مبارک، با آن که یک رئیس جمهور ظاهرا دیکتاتور بود، ولی به اندازه‌ی سران حکومت ایران  ستمگری نمی کرد. رئیس جمهوری مصر هرگز به نیروهای مسلح فرمان تیراندازی به سوی مردم و کشتار آنان را نداد. حتی پس از وقایع خونین چهارشنبه در میدان التحریر که شتر سواران حامی مبارک به مردم معترض حمله ور گردیدن که کشته و زخمی شدن گروهی از تظاهرکنندگان را موجب گردید، دولت مبارک با دوری جستن از مهاجمین،  از مردم مصر رسماً عذر خواهی کرد و وعده داد که با عاملان آن جنایت برخورد کرده و به خانواده های قربانیان و آسیب دیدگان خسارت بپردازد.
مقایسه کنید این شیوه حسنی مبارک را با رفتار نظام اسلامی با معترضین در ایرانی! حکومت ایران وحشیانه به صفوف مردم بی دفاع، که به صورت مسالمت آمیز به دنبال رای دزدیده شده‌ی خود می گشتند، حمله ور شد و اراذل و اوباش رژیم از نیروی انتظامی گرفته تا بسیجی ها و لباس شخصی ها بر سر مرد و زن، پیر و جوان و خرد و کلان باتوم فرود آوردند و حرمت شهروندان ایرانی را شکستند و با شکنجه و تجاوز به دختران و پسران جوان در زندان بدنام کهریزک،  چنان لکه‌ی ننگی  بر جای گذاردند  که شنیدن آن بر پیشانی هر انسانی عرق شرم می نشاند.
حسنی مبارک و دولت او هرگز به معترضین مصری اهانت نکرده و با توسل به القاب زشت و نسبت های ناروا موجب تحقیر نشده و معترضین را "جاسوس و فریب خورده و مزدور بیگانه" خطاب نکرد.  و باز مقایسه کنید این رفتار رژیم مبارک را با گفتار و لحن سران رژیم اسلامی ایران. احمدی نژاد، جوانان معترض ایرانی را "خس و خاشاک" نامید، خامنه ای میلیون ها مخالف خود را "میکروب های سیاسی" نام نهاد و سران حکومت،  به مردم بپاخاسته‌ی ایران القابی چون "فتنه گر، فریب خوردگان، جاسوسهای اسرائیل و آمریکا و استکبار جهانی، مفسد فی الارض، محارب و پیاده نظام دشمن" نثار کردند!
از سویی دیگر، بنگرید به رفتار ارتش مصر و سپاه پاسداران ایران. ارتش مصر هرگز به سوی خواهران و برادران خود آتش نگشود و با ایستادن در کنار مردم، اعلام کرد که از خواست های دموکراتیک شهروندی حمایت می کند و دست به سرکوب مردم نخواهد زد. فراموش نکنید صحنه هایی را که مردم معترض مصر در کنار تانک های ارتش می خوابیدند و با بالارفتن از تانکها و خودروهای نظامی، به سربازان گل هدیه می کردند و با برادران نظامی خود به روبوسی می پرداختند.
و باز مقایسه کنید این رفتار را با رفتار نیروهای سپاه پاسداران و بسیجیان تحت امر خامنه ای! سپاهی که برای دفاع از آب و خاک و ناموس مردم شکل گرفت و وظیفه اش حمایت و حفاظت از جان تک تک شهروندان ایرانی است، خود به بدترین و مخوف ترین نیروهای سرکوبگر و مردم ستیز مبدل گردیده و به جای حمایت از مردم، محافظ تاج و تخت علی خامنه ای گشته است. 
سران سپاه پاسداران که با  شکم های سیری ناپذیرشان، ثروت و منابع ملی ایران را بلعیده اند و عطش قدرت و جاه و مقام  چشمانشان را کور کرده است، در برابر مردم می ایستند و  آنان را تهدید به قتل و نابودی می کنند! کجا سران ارتش مصر را می توان با فرماندهان عربده کش و قمه به دست سپاه پاسدارن مقایسه کرد؟!!
حکومت مصر با به رسمیت شناختن حق اعتراض برای مردم،  به تظاهر کنندگان مصری اجازه داد که در خیابانها بمانند و ارتش را مامور حفظ جان آنان کرد، اما حکومت تهران کوچکترین تجمعی را تاب نیاورد و با هر اعتراضی وحشیانه و دیوانه وار برخورد کرد، تا جایی که در روزهای اعتراضات مردمی در ایران، حتی عابرین پیاده و کسانی که برای رفتن و بازگشتن از محل کار خود در خیابانها تردد می کردند، کتک می خوردند وبازداشت می شدند!
در چنین شرایطی و با تفاوت های فاحشی که میان حکومت و ارتش مصر با رژیم ایران و نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی وجود دارد، می توان درک کرد که چرا جنبش مردم ایران، که ماه ها پیش از خیرش ملتهای عرب به وقوع پیوست، آنگونه ناکام ماند اما مصریها و تونسی ها توانستند کار را به سرانجام برسانند.
اما این بازی در همین جا پایان نمی پذیرد و این چنین کام کودتاچیان و دیکتاتورهای ایران از این پیروزی کاذب شیرین نمی ماند. اتفاق جدیدی که  در خاور میانه افتاده، معادلات را به نفع ملت ایران تغییر داده است: سرنگونی حکومت های مبارک و بن علی، روح تازه ای  در کالبد خسته‌ی جنبش دموکراتیک مردم ایران دمیده که باعث شده مردم ِ به جان آمده از ظلم و ستم رژیم اسلامی،  با امیدی دگربار و با الهام گرفتن از قیام های مردم مصر و تونس به این بیاندیشند که نیروی ملت ها بسیار قوی تر و عظیم تر از آن است که دیکتاتورها بتوانند آن را مهار کنند و به زنجیر بکشند. زمانی که ملت ها بخواهند و به خودباوری برسند، نیرویی آزاد می شود که شکست ناپذیر و مهار ناشدنی است و بساط هر نظام مستبد و آدمکشی را بر می چیند.
حکومت ایران که از آزاد شده چنین نیرویی در میان مردم ایران می ترسد ادعا می کند که  این پس لرزه های  انقلاب اسلامی بوده که پس از سی و دو سال تازه به مصر رسیده  است!  باید از عوامفریبان حکومت تهران پرسید که آخر  کدام پس لرزه است که سی و دو سال طول بکشد؟!!   آنان می خواهند ذهن مردم را از این حقیقت انکار ناپذیرمنحرف کنند که  قیام های غافلگیر کننده‌ی مصر و تونس، خود زلزله های جدیدی است که اتفاقً اینبار  پس لرزه های آن است که به ایران  دیکتاتور زده خواهد رسید و طومار حکومت اسلامی را درهم خواهد پیچید.
حکومتی که ادعا می کند اکثریت مردم ایران از آن حمایت می کنند و جنبش آزادی خواهانه مردم ایران جنازه ای بیش نیست، از فراخوان تظاهرات روز دوشنبه 25 بهمن سخت به هراس افتاد و آن چنان از این به اصطلاح خودشان "جنازه" می ترسد که با تهدید و ارعاب و قطع شبکه های اینترنتی و بازداشت فعالان سیاسی، می خواهد مانع از شکل گیری دوباره‌ی تجمعات اعتراضی در شهرهای ایران شود.
درس مهمی که مردم تلاشگر ایرانی از رویدادهای مصر و تونس گرفته و می گیرند آن است که آنان در میدان ماندند و تا فروپاشی رژیم پوسیده، به حضور در صحنه ادامه دادند. اگر این چنین نمی کردند، نه زین العابدین بن علی و نه محمد حسنی مبارک حاضر به ترک حکومت می شدند.
مردم ایران این بار هنگامی که به خیابان می آیند می دانند که نباید پیش از رسیدن به هدف صحنه را ترک گویند و به خانه های خود باز گردند، چرا که تجربه نشان داده بازگشت به خانه ها، هزینه ای بس سنگین تر از ماندن در خیابان ها دارد.
به هر روی مردم ایران چه درروز 25  بهمن به خیابانها بیایند و چه در روزی دیگر،  این واقعیت انکار ناپذیر است که رژیم ایران در آستانه سقوط قرار گرفته و دومینوی فروپاشی زنجیره ای رژیم های خودکامه در منطقه، به زودی به ایران می رسد و کارنامه‌ی یکی از مخوف ترین و بدنام ترین رژیم های دیکتاتوری تاریخ را در هم خواهد پیچید.

دوشنبه، بهمن ۲۵

مردم برای تظاهرات 25 حاضرند ، رژیم هم ترسان


"همدمی" - با نزدیک شدن موعد فراخوانی میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای انجام تظاهرات به پشتیبانی از خیزش مردمی در مصر و تونس، و در حالی که اوضاع در الجزایر و بمن نیز به روند فزاینده ای رو به وخامت می رود، مقامات جمهوری اسلامی ایران بر تلاش های گسترده برای جلوگیری از هرگونه بیان اعتراض نسبت به رژیم افزوده اند – و در عین حال نیز سخنگویان آمریکائی به شیوه ای آشکارتر در کنار مردم ایران قرار گرفته و از حکومت خواستار شده اند به سرکوب پایان بخشد و به مردم امکان دهد به تظاهرات مسالمت آمیز دست بزنند.
در روزهای اخیر، در عین حال که رهبران حکومت ایران بر ادعای خویش درباره آن که انقلاب مردمی در مصر و تونس نشأت گرفته از رویدادهای سی و دو سال پیش ایران است، افزوده اند – در عین حال بسیار نگران هستند که روند مشابهی در ایران رخ دهد و ترس مردم بریزد و آن ها به خیابان ها آمده و برانداختن رژیم را خواستار شوند. محمد رضا نقدی امروز (یک شنبه 24 بهمن ماه – 13 فوریه) دوباره از نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خواستار شد در کتک زدن و مجروح کردن تظاهر کنندگان، حتی اگر از خانواده نزدیک خود آنان باشند، روی گردان نشوند. بسیاری از سازمان های معترضین و مخالفان رژیم با انتشار بیانیه های مردم را فراخواندند علیرغم سرکوبگری ها، در تظاهرات فردا شرکت جویند.
دروغ پردازی رژیم: «سازمانهای جاسوسی غرب
می خواهند فردی را در تهران به آتش بکشند»
وزارت کشور در ایران در ساعات پیش از ظهر امروز یک بار دیگر تاکید کرد که "هیچ مجوزی برای راه پیمائی به بهانه حمایت از مردم مصر صادر نمی شود". در روزهای اخیر نیز بارها گفته شده بود که به درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی پاسخ مساعد داده نخواهد شد.
بدین سان، حکومتی که خیزش مردمی مصر و تونس را متعلق به خود می داند و ادعا کرده که "به زودی خاورمیانه از شر اسرائیل و آمریکا خلاص خواهد شد"، این چنین از احتمال به خیابان آمدن مردم و برگزاری تظاهرات غیرفرمایشی به هراس افتاده است.
محمد رضا نقدی که در حال حاضر رئیس سازمان بسیج مستضعفین است، ولی شدیدترین سخنان را علیه تظاهرات مردمی در ایران بیان داشته، امروز ادعا کرده گفت: «سازمان های جاسوسی غربی به دنبال این هستند که فرد عقب مانده ای را پیدا کنند که خود را در تهران آتش بزند و این کار را با شروع تحولات تونس و مصر شبیه سازی کنند».
این دروغ پردازی از عمق نگرانی های رژیم در مورد احتمالات فردا پرده بر می دارد.
ادعای نقدی در مورد "سازمان های جاسوسی" بخشی ای تلاش همیشگی حکومت است که اعتراض های مردمی را نشأت گرفته از "توطئه های سازمان های جاسوسی بیگانه" معرفی کند.
همچنین این احتمال که همانند رویدادهای تونس، یک فرد دانشگاه دیده ولی بی کار ایران در اعتراض به فقر و گرانی دست به خودسوزی بزند، حکومت را به شدت نگران ساخته است.
محمد رضا نقدی که در دیداری با سرکوبگران تظاهرات اعتراضی تابستان سال گذشته (پس از انتخابات ریاست جمهوری) سخن می گفت، افزود: «بسیجیان جدیت خود را به پیروی از امام زمان به اثبات رسانده اند و حاضرند در این مسیر جان فدا کنند».
معاون مدیرکل سیاسی وزارت کشور (مهدی علیخانی صدر) در استدلال به این امر که چرا حاضر به صدور مجوز تظاهرات نیستند، گفت: «آن ها پیشتر از دیکتاتوری چون مبارک حمایت کرده بودند و اکنون هم به القای انگلیس می خواهند تحت تاثیر بودن پیروزی ملت مصر از انقلاب اسلامی ایران را کم رنگ کنند».
فرمانده سپاه پاسداران تهران: «اجازه نمیدهیم
که فتنه گران بخواهند حکومت ما را براندازند»
در پیام هائی که توسط وبلاگ نویسان ایرانی امروز به روی اینترنت قرار گرفت، از اقدامات الکترونی حکومت برای جلوگیری از ارتباط بین شهروندان و تظاهرکنندگان گزارش هائی منتشر شده است. یک وبلاگ نویس به نام "سبز هشتم" نوشت: امروز سرعت اینترنت از مرز حلزونی هم گذشته است. ایمیل که اصلا کار نمی کند. یاد حرف لاریجانی می افتم که خطاب به دولت مبارک گفته بود "قطع کردن اینترنت دردی را از شما دوا نمی کند".
در گزارش های دیگر آمده است که حکومت در آستانه تظاهرات 25 بهمن، ده ها اتوبوس حامل افراد بسیجی را از شهرستان ها به تهران آورده است.
خبرنگار آزاد از تهران گزارش داد که به این بسیجی ها گفته شده که آن ها ماموریت دارند با یک گروه از کفار و دشمنان اسلام برخورد کنند و باید بی رحمانه دست و پای آن ها را بشکنند.
رسیدن این گزارش ها – دو روز پس از آن که حکومت در ایران از پیروزی انقلاب مردم مصر سرمست شد و آن را به خود و انقلاب اسلامی شیعه نسبت داد، برای رژیم می تواند بسیار دردآور باشد – زیرا عملا همه تبلیغات و ادعاهای پیشین حکومت را خنثی می کند.
یک وبلاگ نویس دیگر ایرانی، ضمن تائید خبر استقرار شمار زیادی از افراد بسیجی در تهران، نوشت: «آن ها وقتی وارد مسجد می شدند، سر خود را پائین انداخته و از نگاه کردن به قیافه مردم خجالت می کشیدند».
حسین همدانی فرمانده سپاه پاسداران در تهران در مصاحبه ای تاکید کرد که این بار رفتار افراد بسیج و دیگر واحدهای سرکوبگر حکومت با تظاهر کنندگان بسیار بی رحمانه تر خواهد بود.
این سپاهی که یکی از سرکوبگرترین افراد رژیم است، افزوده گفت: «این دفعه اجازه نخواهیم داد که با فتنه، در یک دوره کوتاهی متوقف شویم».
«تهران حال وهوای پس ازانتخابات تقلبی ریاست
جمهوری در تابستان سال گذشته را گرفته است»
پس از آن که از پرزیدنت اوباما انتقاد شده بود که چرا در عین ابراز پشتیبانی قاطع از خیزش مردمی در مصر، پیکار ملت ایران در راه رسیدن به آزادی را نادیده گرفته بود، و در حالی که این سکوت همچنان ادامه دارد، ولی یکی از مقامات ارشد کاخ سفید دوباره از رهبران جمهوری اسلامی خواستار شد از تظاهرات قانونی و آرام ایرانیان جلوگیری نکنند.
تام دانیلون که مشاور امنیت ملی کاخ سفید است، به سیاست یک بام و دو هوای رژیم در ایران اشاره کرد و گفت: «حکومت ایران آن چه را که مدعی بود در مورد شهروندان مصر تحسین برانگیز است، برای شهروندان ایرانی غیرقانونی خوانده و اجازه تظاهرات را نمی دهد».
پیشتر نیز جو بایدن معاون ریاست جمهوری ایالات متحده خواهان آن شده بود که دولت ایران از مخالفت با تظاهرات مسالمت آمیز مردم دست بردارد.
آگاهان سیاسی گفتند: در حالی که اظهارات شخص پرزیدنت اوباما و همکاران نزدیک او علیه پرزیدنت مبارک و حکومت وی بسیار قاطعانه بود، سخنانی که در انتقاد از جمهوری اسلامی ایران بیان گردیده، بسیار ملایم و سطحی است.
روزنامه کیهان تهران که همیشه زبان بسیار خشونت آمیزی به کار می گیرد، در شماره امروز (یک شنبه) خود در پاسخ به این موضوع که چرا حکومت از دادن مجوز برای تظاهراتی که ظاهرا به پشتیانی از خیزش مردمی مصر و تونس برپا می گردد خودداری می ورزد، نوشت: پس از انتخابات (تقلبی) ریاست جمهوری، همه تظاهرات "به محل جولان ضد انقلاب و گروهک های تروریستی بدل شد".
بدین سان، از دیدگاه سران حکومت اسلامی ایران، معترضین مصر و تونس (با آن که همه خواسته های آنان جنبه سکولار داشته و دارد) "مجاهدین اسلامی" بوده اند، ولی مردم ایران که برای رسیدن به حداقل حقوق شهروندی تلاش می کنند "ضد انقلاب و گروهک های تروریستی" و همچنین "خس و خاشاک" نامیده می شوند.
خبرنگار آزاد در تهران امروز گزارش داد که در پایتخت حال و هوای پس از انتخابات تقلبی ریاست جمهوری برقرار شده است.

جمعه، بهمن ۲۲

زنده باد انقلاب در ایران و مصر و تونس!

دوره بیداری و بپاخاستن مردم فرارسیده است. نظام های استبدادی، فاسد و ارتجاعی در شمال آفریقا و خاور میانه، در ایران و مصر و تونس و یمن و ... زیر ضرب مردم ستمدیده قرار گرفته اند. دیکتاتورها به وحشت افتاده اند و کاخ ستم و استثمار و بساط دزدی و چپاول شان در خطر قرار گرفته است. مردمی که نسل اندر نسل تحقیر و بی حرمت شده اند و هست و نیست شان توسط طبقات حاکم و دولت های فاسد آنها به یغما رفته است، سر بلند میکنند تا آزادی، زندگی و کرامت انسانی خود را بازیابند.
دیکتاتورها باید بروند و نظام های دیکتاتورها که بیحقوقی مطلق، فقر، بیحرمتی، تبعیض، شکنجه و اعدام و زندان و کثیف ترین خشونت ها را به صدها میلیون انسان شریف و زحمتکش تحمیل کرده اند، باید در هم شکسته شوند. از سیستم قضائی تا قانون گذاری، از نیروهای سرکوب تا بوروکراسی فاسد، از قانون اساسی تا قوانین قضائی و کل قوانین شان باید برچیده شود و سران این حکومت ها به جرم دهها سال جنایت به محاکمه کشیده شوند تا دنیا ببیند اینها با مردم چه کرده اند و دول غربی و رسانه های نوکر چگونه از این جنایتکاران حمایت کرده اند و درمورد جنایاتشان سکوت کرده اند.
گرسنگان و محروم شدگان نان میخواهند، آزادی میخواهند، رفاه و حرمت و کرامت میخواهند. زندگی میخواهند. آینده میخواهند. این حقوقی است که نسل اندر نسل از آنها سلب شده است. و تنها با انقلاب است که میتوانند از طبقات حاکمه این کشورها پس بگیرند. انقلاب تنها راه و تنها ابزاری است که برای مردم محروم این جوامع باقی مانده است و در پرتو انقلاب ٢٠٠٩ در ایران و امروز در تونس و مصر، این کلمه بار دیگر مفهوم آزادیخواهانه و حق طلبانه خود را در نزد صدها میلیون انسان شریف در سراسر جهان باز یافته است.


زنده باد انقلاب های آزادیخواهانه مردم مصر و تونس و ایران
زنده باد آزادی، برابری، رفاه، کرامت و حرمت انسانی
زنده باد همبستگی مردم جهان با انقلابات آزادیخواهانه در مصر و تونس و ایران
زنده باد سوسیالیسم

حزب کمونیست کارگری ایران
١٠ فوریه ٢٠١١، ٢١ بهمن ١٣٨٩