ما از مذهب رویگردانیم خوش آمدید

پرواز انسانها بدون کمک از عالم غیب

طناب دار را میبینم، کمکم کنید! (دلارای ما را کشتند )

مصاحبه مینا احدی با رادیو هوای تازه
رادیو هوای تازه: روز جمعه اول ماه مه دلارا دارابی زندانی سرشناس جمهوری اسلامی پس از دوهفته که پای چوبه دار رفت و برگشت، و با امید اینکه درواقع بزودی طعم آزادی را خواهد چشید پس از شش سال زندان باوجود فعالیتهای بین المللی علیه اعدام بدون اطلاع قبلی در زندان رشت بدار آویخته شد. فعالان علیه اعدام در سراسر جهان پس از شش سال که در سطح وسیعی برای جلوگیری از اعدام دلارا اقدام بعمل آورده بودند ازجمله کسی که در تمام این سالها پرونده دلارا را زیر نظر داشت و با او و خانواده او بطور مرتب در تماس بود خانم مینا احدی بنیانگذار کمیته بین المللی در آلمان بود که پس از شنیدن این خبر بلافاصله من با او تماس گرفتم چونکه باورم نمیشد که دلارا دارابی اعدام شده باشد از خانم مینا احدی پرسش کردم و او در پاسخ بمن گفت که متاسفانه این خبر صحت دارد و با اینکه حال و روز خوبی نداشت پذیرفت که در این راستا با ما بگفتگو بنشیند. گفتگوی رادیو هوای تازه با مینا احدی در آلمان را باهم میشنویم. رادیو هوای تازه: سلام خانم احدی و با تسلیت دوباره اعدام غیر منتظره و بیرحمانه دلارا دارابی روز جمعه اول ماه مه. میدونم که برای شما بسیار مشکل است که در باره این مسله صحبت کنید چراکه شما سالها با دلارا زندگی کردید و این واقعه غم انگیز برای شما شاید سنگین تر از دیگران باشد. اگر ممکن است نظر و دیدگاهتان را بگویید که این مسئله را چگونه توجیه میکنید؟ بفرمایید. مینا احدی:بله ما دیروز در شهر کلن آلمان در روز کارگر بودیم که این خبر را بمن دادند و فکر میکنم هرکسی که این خبر را میشنید احساس شوک و درعین حال احساس نفرت بهش دست میداد و دیروز بلافاصله بعد از شنیدن خبر، عده زیادی از ایران زنگ میزدند و بدینصورت ما با ایران تماس داشتیم و این مسئله را گرفتیم ولی خوبست که اینرا هم بگویم که دلارا دارابی دختر نوجوان ١٧ ساله ای بود که به اتهام قتل دستگیر شده بود و شش سال هم در زندان بود. دلارا هنرمند و نقاشبود و نمایشگاهی از نقاشیهایش را در تهران گذاشتند و مردم بسیار زیادی هم بازدید کردند. دلارا امیدوار شده بود بخاطر اینکه در طول دو هفته گذشته اعتراضات خیلی زیادی به حکم اعدامش شد و در ایران تعداد زیادی طومار اعتراضی را امضا کرده بودند و به مقامات جمهوری اسلامی نامه نوشته بودند و گفته بودند که علیه این حکم یک رفراندم شده است و خیلی ها هم علیه حکم اعدام نظر داده بودند و خواسته بودند که حکم اعدام اجرا نشود. خود دلارا هم یکی دو روز قبلش با مادرش ملاقات کرده بود و آنقدر امیدوار شده بود که فکر میکرد آزاد میشود و گفته بود که بعد از آزادیش میخواهد ادامه تحصیل بدهد ولی این اعدام غیرمترقبه بدون اینکه به وکیلش و یا به خانواده اش خبر دهند صبح روز جمعه ساعت شش صبح بیدارش میکنند و میگویند که میخواهند اعدامش کنند و دلارا بخاطر اینکه اصلا هیچ آمادگی نداشت و از قبل هم بهش نگفته بودند لذا فقط به پدر و مادرش زنگ میزند و میگوید که طناب دار را میبینم و بیایید به کمکم! بنظرم اینها باید گفته شوند تا ما یکمقدار از نزدیک آشنا شویم با فاجعه ای که در مورد اعدام بویژه اعدام کودکان و نوجوانان در ایران اتفاق میافتد. بنظر من جمهوری اسلامی با این اعدام بویژه روزی را که انتخاب کرد یعنی روز جهانی کارگر را فقط میخواست با اعدام یک بچه، یک نوجوان قدرقدرتی خود را نشان دهد و نشان بدهد که به اعتراضات وسیعی که علیه اعدام بویژه اعدام کودکان در سرتاسر جهان بویژه در ایران میشود وقعی نمینهد. رادیو هوای تازه: خانم احدی، واقعه ای که اتفاق افتاد درواقع صف آرایی جمهوری اسلامی و اهمیت ندادن جمهوری اسلامی در مقابل جنبشهای حقوق بشر در جهان بود از جمله به سازمان شما یعنی کمیته علیه اعدام که در جهان فعال هستید و کیس های بسیاری را دنبال میکنید، سوالم اینست که آیا این موضوع شما را در راهی که پیش گرفته اید دلسرد نمیکند چراکه جمهوری اسلامی هم هیچ توجهی به آن نمیکند و اعدامهایش را ادامه میدهد؟ آیا اینکه تغییری در روشهایتان خواهید داشت؟ آینده کار شما چگونه خواهد بود؟ مینا احدی:طبعا این اتفاقاتی که میافتند برای ما دردناکند بویژه برای خود من بعنوان کسی که با این محکومین به اعدام کودکان و نوجوانان ارتباط دارم و بعضا صدایشان را شنیده ام و بعضا با خانواده هایشان از نزدیک ارتباط دارم واقعه دردناکی هست، دردناک بمعنی عمیق کلمه هست، ولی در عین حال بنظر من اصلا ما را ناامید نمیکند بخاطر اینکه ما میبینیم که در ایران یک رنسانس فکری دارد اتفاق میافتد و این جای خوشحالی زیادی برای من دارد چونکه من فکر میکنم که در جامعه ایران تمامی حکومتهای دیکتاتوری که همواره سرکار بودند اعدام میکردند و همواره توجیه میکردند که دارند از امنیت جامعه دفاع میکنند و همواره گفته اند که علیه قتل و جنایات است که دست به اعدام آنها میزنند و لذا بخشا افکار عمومی با این تفکر ساخته شده است. ما در کشورهایی مثل ایران با یک پدیده مهمی طرف هستیم و آنهم مقبولیت قتل توسط دولتهاست و ما با این کمپین هایی که علیه اعدام بپا کردیم نه تنها توانستیم جان برخی از محکومین به اعدام را نجات بدهیم که خود این مسئله خیلی مهم است ولی هر جایی هم که متاسفانه نتوانستیم جان آدمهایی را نجات بدهیم، و بطور مشخص در مورد دلارا دارابی ما داریم به یک تغییر و تحول فکری عظیمی در ایران دامن میزنیم. تا آنجایی که به من و به سازمان ما، کمیته علیه اعدام برمیگردد همواره سعی کردیم که سبک و روشی را بکار ببریم و نشون بدهیم که این آدمی که اعدام میشود یک انسان است و اسمش، عکسش، خانواده اش، آرزوهاش، عواطفش و مشخصاتش را معرفی میکردیم و میگفتیم حتی اگر اتهامش قتل هست باید دید که با کدام سیستم حقوقی و با کدام دادگاه عادلانه بهش رسیدگی میکنند، آیا این آدمهایی که متهم هستند «اصل بر برائت» در موردشان رعایت میشود؟ آیا حق دارند از خودشان دفاع کنند؟ آیا وکیل دارند؟ همه اینها چیزهایی هستند که در افکار عمومی مطرح میشوند و برای تغییر این افکار تاثیر دارند و من فکر میکنم دستاورد کار ما اینست که دارد یک اتفاق عظیم فکری را پیش میبرد و امیدوارم این اتفاق بیافتد که هر دولتی بعد از جمهوری اسلامی بیاید سر کار با هر اسمی که باشد با اسم جامعه و با اسم حفظ امنیت جامعه و غیره اجازه نداشته باشد آدم بکشد، و این تغییر افکار عمومی بنظر من دستاورد بزرگی هست. ما بعد از این واقعه تاکتیکمان را عوض نخواهیم کرد و تنها درسی که از این واقعه میگیرم اینست که جمهوری اسلامی را فقط با اعتراض و فشار میتوان وادار به عقب نشینی کرد چراکه اینها با چنگ و دندان دارند از اعدام و از کشتن بچه و نوجوان و از انسان کشتن دفاع میکنند آنهم برای اینکه میخواهند حکومتشان را نگهدارند و بمانند، و در مقابل چنین حکومتی باید جنبش وسیعتر و متحدانه تری براه انداخت و ما باید دست به اعتراضات در سطح گسترده تری بزنیم. رادیو هوای تازه: خانم احدی سپاسگذارم از اینکه در این موقعیتی که میدانم برایتان بسیار مشکل بود مصاحبه را قبول کردید، همانطوری که گفتم دلارا واقعا مثل دختر شما بود و با او زندگی کرده بودید ولی باز حاضر شدید که با ما صحبت کنید و امیدوار هستم که در صحبتهای بعدی خبرهای بهتری برای ما داشته باشید. مینااحدی:خیلی ممنون از فرصتی که در اختیار من گذاشتید.
این متن را ناصر احمدی تایپ وتدوین کرده است.

Welcome

تـوجـه تـوجـه

لطفا نظرات وانتقادات خود را به آدرس زیر ارسال نمائید

shgh79@yahoo.com


شنبه، اردیبهشت ۱۹

طناب دار را میبینم، کمکم کنید! (دلارای ما را کشتند )

مصاحبه مینا احدی با رادیو هوای تازه
رادیو هوای تازه: روز جمعه اول ماه مه دلارا دارابی زندانی سرشناس جمهوری اسلامی پس از دوهفته که پای چوبه دار رفت و برگشت، و با امید اینکه درواقع بزودی طعم آزادی را خواهد چشید پس از شش سال زندان باوجود فعالیتهای بین المللی علیه اعدام بدون اطلاع قبلی در زندان رشت بدار آویخته شد. فعالان علیه اعدام در سراسر جهان پس از شش سال که در سطح وسیعی برای جلوگیری از اعدام دلارا اقدام بعمل آورده بودند ازجمله کسی که در تمام این سالها پرونده دلارا را زیر نظر داشت و با او و خانواده او بطور مرتب در تماس بود خانم مینا احدی بنیانگذار کمیته بین المللی در آلمان بود که پس از شنیدن این خبر بلافاصله من با او تماس گرفتم چونکه باورم نمیشد که دلارا دارابی اعدام شده باشد از خانم مینا احدی پرسش کردم و او در پاسخ بمن گفت که متاسفانه این خبر صحت دارد و با اینکه حال و روز خوبی نداشت پذیرفت که در این راستا با ما بگفتگو بنشیند. گفتگوی رادیو هوای تازه با مینا احدی در آلمان را باهم میشنویم. رادیو هوای تازه: سلام خانم احدی و با تسلیت دوباره اعدام غیر منتظره و بیرحمانه دلارا دارابی روز جمعه اول ماه مه. میدونم که برای شما بسیار مشکل است که در باره این مسله صحبت کنید چراکه شما سالها با دلارا زندگی کردید و این واقعه غم انگیز برای شما شاید سنگین تر از دیگران باشد. اگر ممکن است نظر و دیدگاهتان را بگویید که این مسئله را چگونه توجیه میکنید؟ بفرمایید. مینا احدی:بله ما دیروز در شهر کلن آلمان در روز کارگر بودیم که این خبر را بمن دادند و فکر میکنم هرکسی که این خبر را میشنید احساس شوک و درعین حال احساس نفرت بهش دست میداد و دیروز بلافاصله بعد از شنیدن خبر، عده زیادی از ایران زنگ میزدند و بدینصورت ما با ایران تماس داشتیم و این مسئله را گرفتیم ولی خوبست که اینرا هم بگویم که دلارا دارابی دختر نوجوان ١٧ ساله ای بود که به اتهام قتل دستگیر شده بود و شش سال هم در زندان بود. دلارا هنرمند و نقاشبود و نمایشگاهی از نقاشیهایش را در تهران گذاشتند و مردم بسیار زیادی هم بازدید کردند. دلارا امیدوار شده بود بخاطر اینکه در طول دو هفته گذشته اعتراضات خیلی زیادی به حکم اعدامش شد و در ایران تعداد زیادی طومار اعتراضی را امضا کرده بودند و به مقامات جمهوری اسلامی نامه نوشته بودند و گفته بودند که علیه این حکم یک رفراندم شده است و خیلی ها هم علیه حکم اعدام نظر داده بودند و خواسته بودند که حکم اعدام اجرا نشود. خود دلارا هم یکی دو روز قبلش با مادرش ملاقات کرده بود و آنقدر امیدوار شده بود که فکر میکرد آزاد میشود و گفته بود که بعد از آزادیش میخواهد ادامه تحصیل بدهد ولی این اعدام غیرمترقبه بدون اینکه به وکیلش و یا به خانواده اش خبر دهند صبح روز جمعه ساعت شش صبح بیدارش میکنند و میگویند که میخواهند اعدامش کنند و دلارا بخاطر اینکه اصلا هیچ آمادگی نداشت و از قبل هم بهش نگفته بودند لذا فقط به پدر و مادرش زنگ میزند و میگوید که طناب دار را میبینم و بیایید به کمکم! بنظرم اینها باید گفته شوند تا ما یکمقدار از نزدیک آشنا شویم با فاجعه ای که در مورد اعدام بویژه اعدام کودکان و نوجوانان در ایران اتفاق میافتد. بنظر من جمهوری اسلامی با این اعدام بویژه روزی را که انتخاب کرد یعنی روز جهانی کارگر را فقط میخواست با اعدام یک بچه، یک نوجوان قدرقدرتی خود را نشان دهد و نشان بدهد که به اعتراضات وسیعی که علیه اعدام بویژه اعدام کودکان در سرتاسر جهان بویژه در ایران میشود وقعی نمینهد. رادیو هوای تازه: خانم احدی، واقعه ای که اتفاق افتاد درواقع صف آرایی جمهوری اسلامی و اهمیت ندادن جمهوری اسلامی در مقابل جنبشهای حقوق بشر در جهان بود از جمله به سازمان شما یعنی کمیته علیه اعدام که در جهان فعال هستید و کیس های بسیاری را دنبال میکنید، سوالم اینست که آیا این موضوع شما را در راهی که پیش گرفته اید دلسرد نمیکند چراکه جمهوری اسلامی هم هیچ توجهی به آن نمیکند و اعدامهایش را ادامه میدهد؟ آیا اینکه تغییری در روشهایتان خواهید داشت؟ آینده کار شما چگونه خواهد بود؟ مینا احدی:طبعا این اتفاقاتی که میافتند برای ما دردناکند بویژه برای خود من بعنوان کسی که با این محکومین به اعدام کودکان و نوجوانان ارتباط دارم و بعضا صدایشان را شنیده ام و بعضا با خانواده هایشان از نزدیک ارتباط دارم واقعه دردناکی هست، دردناک بمعنی عمیق کلمه هست، ولی در عین حال بنظر من اصلا ما را ناامید نمیکند بخاطر اینکه ما میبینیم که در ایران یک رنسانس فکری دارد اتفاق میافتد و این جای خوشحالی زیادی برای من دارد چونکه من فکر میکنم که در جامعه ایران تمامی حکومتهای دیکتاتوری که همواره سرکار بودند اعدام میکردند و همواره توجیه میکردند که دارند از امنیت جامعه دفاع میکنند و همواره گفته اند که علیه قتل و جنایات است که دست به اعدام آنها میزنند و لذا بخشا افکار عمومی با این تفکر ساخته شده است. ما در کشورهایی مثل ایران با یک پدیده مهمی طرف هستیم و آنهم مقبولیت قتل توسط دولتهاست و ما با این کمپین هایی که علیه اعدام بپا کردیم نه تنها توانستیم جان برخی از محکومین به اعدام را نجات بدهیم که خود این مسئله خیلی مهم است ولی هر جایی هم که متاسفانه نتوانستیم جان آدمهایی را نجات بدهیم، و بطور مشخص در مورد دلارا دارابی ما داریم به یک تغییر و تحول فکری عظیمی در ایران دامن میزنیم. تا آنجایی که به من و به سازمان ما، کمیته علیه اعدام برمیگردد همواره سعی کردیم که سبک و روشی را بکار ببریم و نشون بدهیم که این آدمی که اعدام میشود یک انسان است و اسمش، عکسش، خانواده اش، آرزوهاش، عواطفش و مشخصاتش را معرفی میکردیم و میگفتیم حتی اگر اتهامش قتل هست باید دید که با کدام سیستم حقوقی و با کدام دادگاه عادلانه بهش رسیدگی میکنند، آیا این آدمهایی که متهم هستند «اصل بر برائت» در موردشان رعایت میشود؟ آیا حق دارند از خودشان دفاع کنند؟ آیا وکیل دارند؟ همه اینها چیزهایی هستند که در افکار عمومی مطرح میشوند و برای تغییر این افکار تاثیر دارند و من فکر میکنم دستاورد کار ما اینست که دارد یک اتفاق عظیم فکری را پیش میبرد و امیدوارم این اتفاق بیافتد که هر دولتی بعد از جمهوری اسلامی بیاید سر کار با هر اسمی که باشد با اسم جامعه و با اسم حفظ امنیت جامعه و غیره اجازه نداشته باشد آدم بکشد، و این تغییر افکار عمومی بنظر من دستاورد بزرگی هست. ما بعد از این واقعه تاکتیکمان را عوض نخواهیم کرد و تنها درسی که از این واقعه میگیرم اینست که جمهوری اسلامی را فقط با اعتراض و فشار میتوان وادار به عقب نشینی کرد چراکه اینها با چنگ و دندان دارند از اعدام و از کشتن بچه و نوجوان و از انسان کشتن دفاع میکنند آنهم برای اینکه میخواهند حکومتشان را نگهدارند و بمانند، و در مقابل چنین حکومتی باید جنبش وسیعتر و متحدانه تری براه انداخت و ما باید دست به اعتراضات در سطح گسترده تری بزنیم. رادیو هوای تازه: خانم احدی سپاسگذارم از اینکه در این موقعیتی که میدانم برایتان بسیار مشکل بود مصاحبه را قبول کردید، همانطوری که گفتم دلارا واقعا مثل دختر شما بود و با او زندگی کرده بودید ولی باز حاضر شدید که با ما صحبت کنید و امیدوار هستم که در صحبتهای بعدی خبرهای بهتری برای ما داشته باشید. مینااحدی:خیلی ممنون از فرصتی که در اختیار من گذاشتید.
این متن را ناصر احمدی تایپ وتدوین کرده است.