ما از مذهب رویگردانیم خوش آمدید

پرواز انسانها بدون کمک از عالم غیب

گزارشی از کارخانه پناهنده سازی

با احترام به مقام مقدس جان باختگان و پناهنده گان راه آزادی
در ابـتـدا انــسـانـها در وطــن خود آزاد و مـسـتـقـل از هر اسـتعـماری جـواهرانسـانیت را زیبا و زیـباتر پرداخـته و باهم و بـرابـر به تقسـیم آن می نشـسـتند اما با ورود غریبه ها و سـوغات ننگـینشـان تـفـرقـه و تـفنگ طولی نکشـید که زیبایی سر آمد. غریبه ها معـدود جاهـلی را مجذوب تجـملات و سـوغات خـود ساخته و به دست ایشان بنا بر قتل و غارت انسانها نهادند.بسیاری نیز به دفـاع
ایستادند.اما سیاست و سلاح متجاوزین وحـرص و طـمع جاهلان نابودگر بود و درنهایت تاراج اموال مردم وخاک طلائی وطن سهم غریبه ها، تفنگِ قراضه وُ تاج حکومت استبدادی سهم جاهلان ، فقرو فحشا سهم ملت بی دفاع و شکنجه و مرگ سهم مدافعین مقرر گردید.

چوبه دار

 از این رو عدۀ کثیری ازملت رنجدیده به همراه مدافـعـین جان به در برده به امـید آزادی و در جسـتجوی پناه گاهی راه به دیگـر  ممالک گشـودند.به دین سان غریبه ها وطن را مستعـمره و خود را استـعـمارگر شناسانده و مردم آشنای وطـن را متواری و غریبۀ راهـي غـربت ساختند.پس از ورود پناه جویان به ممالک مجـیربا حمـایت دولت وملت نوع دوسـت آن جوامع تسلی گرفته و پناهنده  گردیدند و یا به عبارتی روشـنتر به استقـلال و آزادی در خارج از وطن دست یافته و غربت همچون وطن گردید. با گـذشت زمان اسـتعـمارگران نیز صاحب مـسـتعـمرات کثیری شده و به همین میزان مخـاطرات عدیده ای نیز اطـراف آنان را احـاطه می کرد. که در اهم آن یکی افزایـش پـناهنده گان بود که به مـراتب شـعـاع پراکـنـده گـیشان نیزگسترش پـیدا کـرده وحـتی به داخل کشـورهای مطـبوع استعـمارگران نیز کشــیده می شد. مشکل مهم دیگرجنبش پناهنده گی بود که به ارزش وُ جایگاهِ حقیقی خود نزدیک  میگردید.

 و به مَدد ملل مترقی سعی در آزاد سازی مستعمرات داشتند. بدین سبب استعمارگران در پی رفعُ دفع این مخاطرات با سیاستی سودجویانه و پلیدتراز قبل هجوم آورده وابتدا"با وارد سازی مزدورانِ تروریست خود به عنوان پـنـاهـنده در جوامع پناه رسان اقدام به جنایت وُخرابکاری کرده وموجبات وحشت وُانزجارملل نوع دوسـت را از پناهـنده فراهـم آورده وهمچنین با اهـدای سـوغات باسـتانیشـان تفرقه وُ وعده های آنچنانی بسیاری ازفعالان جنبشها را نیزبردۀ خود ساختند.
سـپس اقدام به شراکت دولتهای مترقی درتجارتهای پرسـودِ استعـمارگری خویـش نمودند واز آن پس بعنوان ایجاد امنیت جهانی و حقوق بشر به وقاحـت تمام بنا بر حملات نظامی و اشغال کشورهای جهان سوم نهاده وحال با تاسـیس و راه اندازی < کارخانه از تولـید به مصـرف آدمک پناهنده > نه تنها مخاطرات را تماما" دفعو مستعـمرات را حفـظ نـموده بلکـه با خـنثی سازی پناهجـویان درخطـوط تولید و اسـتـثمارآنها دربخش مصرف اشـتهاء صدچندانی نیز به گـسـترش این مستعمراتِ امپریالیستی پیدا کـرده است.
امروزه کارخانه مزبوردر مسـاحتی فـراترازنیم کرۀ خاکــی و با سـرعتی بیش از سرعـت نـور مشـغول به تبدیل میلیونها انسانِ رنجدیده به آدمکهای پناهنده میباشد انسـانهائ محرومی که مواد اولیه این کارخانه محســوب شده ازمعادنی اسـتخراج میگردند که درمتن کوههای بلند خـرافـات، جـنـگ وُفـقـر،بیکاری وُ فـحـشـا و ... انباشته شده اند ودامنۀ کوهها را تابه قـلّه دوّل دیکـتاتوری وخودرأی احاطـه کرده است وبرفرازقلّه ها ابرهای سـیاست امپریالیستی سـایۀ سـیاهِ خودرا گسترانیده اند
درچند دهـۀ اخیر یکی دیگرازسیاستهای استثمارگرایانۀ صـاحبان کارخانۀ پناهنده
سـازی < طـرح پایه گذاری رژیم مخـوف اسـلامی > بود که با به اخـتـیـارگـیری
گروهـکی از مُلا وُملا زادههای طـرد شده از جامعـه و جـای گزینی آنان در رأس
حکوت منتخب خود زیربنای ناامنی وسرگیری جنگهای مـتـوالی و متعدد درایران
و منطـقه را گـذارده و در پس آن موقعـیتی مناسب جهت فروش سـلاحـهای خود و
غارت نـفـت ،تک محصـول اقـتصادی طـرفین درگیر را بدست آوردند. که طـبعا"
در پی فاجعه ای این چنین پیدایش معادنی مـمـلو ازانسـانهای متضرر ومعترض و
دوّل سرکـوبگرامـری روشـن وُ واضـح است. امّا مراتب اسـتخراج وآماده سـازی
مـواد اولـیۀ ایرانی که تا به امروز با هیچ مانع جـدّی برخورد نکـرده وهمچنان به
سرعت خود می افزاید به شـرح زیر می باشـد.
کارگران معادن درایـران که همان نیروهای مســلح انتظـامی وحـفاظـتی حکـومت
اسلامی می باشند مواد اولیه یا مردم درماندۀ انباشته شده دراجتماع را که به سبب
عدم طاقـت نالان و منبسط گردیده اند را به اتهام مفسد فی الارض ومحارب با الله
توقـیـف ودرقفسه های چهارچرخ حفاظتی ریخته وروانۀ دستگاههای سخت شکن
و تجزیه گرشکـنجه گاههای اسلامی کرده وآنجا چنان شـکسته ومی کوبند تا روح
مبارزه گرشان تجزیه گردد. سپس با تزریق عـنصرجـرم به آنها مواد اولیۀ مجـرم
بدست آورده وسرازیر دستگاه های قضـایی میکنند. کارگران این قسمت یا قـضّات
اسـلامی ابتدا" با آمیختن آنان به محـلول شـیمیایی < حـکم > که ترکیبی از قـانون
شریعت اسـلام وصلاح نظام است مواد محکوم ومنقبض پدید می آورند. سپس در
سـرندهای معروف قضایی می بیزند. دراین حین عده ای را ازسورخهای وثـیقه وُ
رشـوه وتعلیق عبورداده معدودی دیگرنیزازسـوراخهای پارۀ سرند متواری گـشـته
که الـبته با تلاش شـبانه روزی کارگران راه و ترابری کارخانه یا قاچاقـچـیان آدم
کلیۀ مواد ازمعـبورین گرفته تا متواریان ومابقی درسرند مانده که می باید دوران
بازیافـت ویا همان< زندان > رامتحمل گردند نیز جـمع آوری وبه حوضـچه های
پول شـوئی ترکیه منتقل می سازند. و در آنجا به همکاری کارگران مواد شوئی یا
پلیس ترکیه ، پناهجویان سرگردان را که موادی حجـیم وسنگین شـناخته اند کاملا"
از پول و طلا و...شسته و باتون کوب میسازند تاموادهـرچه بیشترسبک وکوچک
وآمادۀ پرتاب گردند. پس از پرتاب هـفـته ها بلکه ماهها وسـالهـا درمسـیر معـلـق
مانده تا سرانجام دریکی ازممالک اروپائی یا امریکائی سقـوط کرده وهمراه دیگر
سقوط کرده های شرقی وافریقائی داخل کمپهای لابراتواری میشوند. در این محـل
با احترام مورد آزمایشات مصاحبه ای قرارگرفته و پس از إطمینان از دست اولی
ایشان و یا همان عـدم اثرانگشتشان دردیگـرممالک منطقه ،روانۀ اسـتراحتگاههای
باصطلاح موقتی می شوند تا جواب آزمایشات ارسال شود.
وبلاخره یکی زودتر و بیشرط و آه... بسیاری دیگر دیرتر وُ مشروط ، جـواب بر
حـقّ < انسان بودن > نصیبـشان گردیده وازخطوط این کارخانه خارج میشوند.اما
ادامه دارد .............

Welcome

تـوجـه تـوجـه

لطفا نظرات وانتقادات خود را به آدرس زیر ارسال نمائید

shgh79@yahoo.com


یکشنبه، فروردین ۲۳

گزارشی از کارخانه پناهنده سازی

با احترام به مقام مقدس جان باختگان و پناهنده گان راه آزادی
در ابـتـدا انــسـانـها در وطــن خود آزاد و مـسـتـقـل از هر اسـتعـماری جـواهرانسـانیت را زیبا و زیـباتر پرداخـته و باهم و بـرابـر به تقسـیم آن می نشـسـتند اما با ورود غریبه ها و سـوغات ننگـینشـان تـفـرقـه و تـفنگ طولی نکشـید که زیبایی سر آمد. غریبه ها معـدود جاهـلی را مجذوب تجـملات و سـوغات خـود ساخته و به دست ایشان بنا بر قتل و غارت انسانها نهادند.بسیاری نیز به دفـاع
ایستادند.اما سیاست و سلاح متجاوزین وحـرص و طـمع جاهلان نابودگر بود و درنهایت تاراج اموال مردم وخاک طلائی وطن سهم غریبه ها، تفنگِ قراضه وُ تاج حکومت استبدادی سهم جاهلان ، فقرو فحشا سهم ملت بی دفاع و شکنجه و مرگ سهم مدافعین مقرر گردید.

چوبه دار

 از این رو عدۀ کثیری ازملت رنجدیده به همراه مدافـعـین جان به در برده به امـید آزادی و در جسـتجوی پناه گاهی راه به دیگـر  ممالک گشـودند.به دین سان غریبه ها وطن را مستعـمره و خود را استـعـمارگر شناسانده و مردم آشنای وطـن را متواری و غریبۀ راهـي غـربت ساختند.پس از ورود پناه جویان به ممالک مجـیربا حمـایت دولت وملت نوع دوسـت آن جوامع تسلی گرفته و پناهنده  گردیدند و یا به عبارتی روشـنتر به استقـلال و آزادی در خارج از وطن دست یافته و غربت همچون وطن گردید. با گـذشت زمان اسـتعـمارگران نیز صاحب مـسـتعـمرات کثیری شده و به همین میزان مخـاطرات عدیده ای نیز اطـراف آنان را احـاطه می کرد. که در اهم آن یکی افزایـش پـناهنده گان بود که به مـراتب شـعـاع پراکـنـده گـیشان نیزگسترش پـیدا کـرده وحـتی به داخل کشـورهای مطـبوع استعـمارگران نیز کشــیده می شد. مشکل مهم دیگرجنبش پناهنده گی بود که به ارزش وُ جایگاهِ حقیقی خود نزدیک  میگردید.

 و به مَدد ملل مترقی سعی در آزاد سازی مستعمرات داشتند. بدین سبب استعمارگران در پی رفعُ دفع این مخاطرات با سیاستی سودجویانه و پلیدتراز قبل هجوم آورده وابتدا"با وارد سازی مزدورانِ تروریست خود به عنوان پـنـاهـنده در جوامع پناه رسان اقدام به جنایت وُخرابکاری کرده وموجبات وحشت وُانزجارملل نوع دوسـت را از پناهـنده فراهـم آورده وهمچنین با اهـدای سـوغات باسـتانیشـان تفرقه وُ وعده های آنچنانی بسیاری ازفعالان جنبشها را نیزبردۀ خود ساختند.
سـپس اقدام به شراکت دولتهای مترقی درتجارتهای پرسـودِ استعـمارگری خویـش نمودند واز آن پس بعنوان ایجاد امنیت جهانی و حقوق بشر به وقاحـت تمام بنا بر حملات نظامی و اشغال کشورهای جهان سوم نهاده وحال با تاسـیس و راه اندازی < کارخانه از تولـید به مصـرف آدمک پناهنده > نه تنها مخاطرات را تماما" دفعو مستعـمرات را حفـظ نـموده بلکـه با خـنثی سازی پناهجـویان درخطـوط تولید و اسـتـثمارآنها دربخش مصرف اشـتهاء صدچندانی نیز به گـسـترش این مستعمراتِ امپریالیستی پیدا کـرده است.
امروزه کارخانه مزبوردر مسـاحتی فـراترازنیم کرۀ خاکــی و با سـرعتی بیش از سرعـت نـور مشـغول به تبدیل میلیونها انسانِ رنجدیده به آدمکهای پناهنده میباشد انسـانهائ محرومی که مواد اولیه این کارخانه محســوب شده ازمعادنی اسـتخراج میگردند که درمتن کوههای بلند خـرافـات، جـنـگ وُفـقـر،بیکاری وُ فـحـشـا و ... انباشته شده اند ودامنۀ کوهها را تابه قـلّه دوّل دیکـتاتوری وخودرأی احاطـه کرده است وبرفرازقلّه ها ابرهای سـیاست امپریالیستی سـایۀ سـیاهِ خودرا گسترانیده اند
درچند دهـۀ اخیر یکی دیگرازسیاستهای استثمارگرایانۀ صـاحبان کارخانۀ پناهنده
سـازی < طـرح پایه گذاری رژیم مخـوف اسـلامی > بود که با به اخـتـیـارگـیری
گروهـکی از مُلا وُملا زادههای طـرد شده از جامعـه و جـای گزینی آنان در رأس
حکوت منتخب خود زیربنای ناامنی وسرگیری جنگهای مـتـوالی و متعدد درایران
و منطـقه را گـذارده و در پس آن موقعـیتی مناسب جهت فروش سـلاحـهای خود و
غارت نـفـت ،تک محصـول اقـتصادی طـرفین درگیر را بدست آوردند. که طـبعا"
در پی فاجعه ای این چنین پیدایش معادنی مـمـلو ازانسـانهای متضرر ومعترض و
دوّل سرکـوبگرامـری روشـن وُ واضـح است. امّا مراتب اسـتخراج وآماده سـازی
مـواد اولـیۀ ایرانی که تا به امروز با هیچ مانع جـدّی برخورد نکـرده وهمچنان به
سرعت خود می افزاید به شـرح زیر می باشـد.
کارگران معادن درایـران که همان نیروهای مســلح انتظـامی وحـفاظـتی حکـومت
اسلامی می باشند مواد اولیه یا مردم درماندۀ انباشته شده دراجتماع را که به سبب
عدم طاقـت نالان و منبسط گردیده اند را به اتهام مفسد فی الارض ومحارب با الله
توقـیـف ودرقفسه های چهارچرخ حفاظتی ریخته وروانۀ دستگاههای سخت شکن
و تجزیه گرشکـنجه گاههای اسلامی کرده وآنجا چنان شـکسته ومی کوبند تا روح
مبارزه گرشان تجزیه گردد. سپس با تزریق عـنصرجـرم به آنها مواد اولیۀ مجـرم
بدست آورده وسرازیر دستگاه های قضـایی میکنند. کارگران این قسمت یا قـضّات
اسـلامی ابتدا" با آمیختن آنان به محـلول شـیمیایی < حـکم > که ترکیبی از قـانون
شریعت اسـلام وصلاح نظام است مواد محکوم ومنقبض پدید می آورند. سپس در
سـرندهای معروف قضایی می بیزند. دراین حین عده ای را ازسورخهای وثـیقه وُ
رشـوه وتعلیق عبورداده معدودی دیگرنیزازسـوراخهای پارۀ سرند متواری گـشـته
که الـبته با تلاش شـبانه روزی کارگران راه و ترابری کارخانه یا قاچاقـچـیان آدم
کلیۀ مواد ازمعـبورین گرفته تا متواریان ومابقی درسرند مانده که می باید دوران
بازیافـت ویا همان< زندان > رامتحمل گردند نیز جـمع آوری وبه حوضـچه های
پول شـوئی ترکیه منتقل می سازند. و در آنجا به همکاری کارگران مواد شوئی یا
پلیس ترکیه ، پناهجویان سرگردان را که موادی حجـیم وسنگین شـناخته اند کاملا"
از پول و طلا و...شسته و باتون کوب میسازند تاموادهـرچه بیشترسبک وکوچک
وآمادۀ پرتاب گردند. پس از پرتاب هـفـته ها بلکه ماهها وسـالهـا درمسـیر معـلـق
مانده تا سرانجام دریکی ازممالک اروپائی یا امریکائی سقـوط کرده وهمراه دیگر
سقوط کرده های شرقی وافریقائی داخل کمپهای لابراتواری میشوند. در این محـل
با احترام مورد آزمایشات مصاحبه ای قرارگرفته و پس از إطمینان از دست اولی
ایشان و یا همان عـدم اثرانگشتشان دردیگـرممالک منطقه ،روانۀ اسـتراحتگاههای
باصطلاح موقتی می شوند تا جواب آزمایشات ارسال شود.
وبلاخره یکی زودتر و بیشرط و آه... بسیاری دیگر دیرتر وُ مشروط ، جـواب بر
حـقّ < انسان بودن > نصیبـشان گردیده وازخطوط این کارخانه خارج میشوند.اما
ادامه دارد .............